غلبه بر استرس
استرس چيست ؟ همه افراد بشر ، همچنين حيوانات در مقابله با وضعيت استرس آور يا اقدام به فرار مي كنند يا مي جنگند. هنگامي كه شما در حال انتخاب يكي از اين دو روش هستيد ، بدن نيز براي پاسخ گويي به اين شرايط اقدام به بعضي از عكس العمل هاي خود كار مي كند.
هورمون هاي مسئول شرايط پراسترس نظير آدرنالين و كورتيزول باعث مي شوند كه سرعت پمپاژ قلب بالا رفته ، فشار خون نيز به تبعيت از آن بالا رود ، تنفس سريع تر شده ، تعريق افزايش مي يابد و هضم يا به طور كلي فعاليت دستگاه گوارش كاهش مي يابد.
فعاليت بدني باعث تخليه دستگاه گردش خون از اين هورمون ها مي شود ، اما شرايطي را تصور كنيد كه پشت ميز نشسته ايد يا در حال رانندگي هستيد و مرتباً شرايط استرس زا و پر تنشي را تجربه و تحمل مي كنيد ، در اين وضعيت اين دسته از هورمون ها در دستگاه گردش خون باقي مي ماند و باعث سردرد و اضطراب بيشتر مي شود. و سرانجام بدن لبريز از تنش شده و كوچكترين اتفاقي باعث ايجاد بحران و ناراحتي مي شود.
علائم فيزيكي استرس
انواع دردها ، لرزش و سرگيجه ، از دست دادن اشتها يا برعكس پرخوري ، مشكلات گوارشي ، ساييدن دندان ها ، بي خوابي ، مشكلات تنفسي ، تته پته كردن در سخن يا تند تند صحبت كردن ، احساس خستگي و ابتلا به عفونت هاي مكرر از جمله علائم ابتلا به استرس است كه به اين صورت در ظاهر شخص عارض مي شود.
علائم رفتاري استرس
استرس باعث ايجاد افسردگي ، ناراحتي ، اظطراب ، دستپاچگي ، احساس عدم كفايت و شايستگي ، بدبيني و عدم رضايت و خشنودي مي شود و اين تما چيزهايي است كه شرايط پرتنش و استرس زا براي انسان به ارمغان مي آورد.
آيا استرس باعث بيماري مي شود ؟
استرس مستقيماً منجر به بروز بيماري نمي شود ، اما عامل قابل توجهي براي ابتلا به انواع بيماري هاست ، نظير بيماري هاي آلرژيك ، آسم ، ميگرن ، سندرم روده تحريك پذير و اگزما ، همچنين فاكتوري مؤثر در بروز فشارخون بالا و بيماري هاي قلبي است.
و اما روش مقابله با اين وضعيت
از خود سؤال كنيد !
شرايطي را كه باعث ايجاد استرس و اظطراب در شما شده است را بيان كنيد. از خود بپرسيد كه چرا بيش از اندازه آزرده و رنجيده خاطر هستيد ؟ نگراني شما بابت چيست ؟ ( من نمي توانم به مشكل غلبه كنم ، شغلم را از دست مي دهم ، مجبورم خانه ي خود را بفروشم ... ) اين كار باعث مي شود كه به گونه اي مؤثرتر و بهتر با مشكلات دست و پنجه نرم كنيد. ليستي از روش هاي مقابله با مشكلات را تهيه كنيد و به ارزيابي اختيارات خود بپردازيد.
تنفس عميق
تنفس آرام و عميق از ناحيه ديافراگم ، يكي از مؤثرترين روش ها براي مقابله با استرس و كنترل آن است ، در حالي كه سريع و كوتاه باعث مي شود كه نتوانيد بر استرس و تنش غلبه كنيد. آرام باشيد و با چند تنفس عميق سعي كنيد خود را كنترل كنيد. اين كار باعث مي شود كه سرعت تنفس شما به حد عادي برسد. اگر نمي توانيد به شرايط استرس زا غلبه كنيد ، از نظر روحي خود را تقويت كنيد. ابراز بي اعتنايي كنيد ، آه بكشيد ، شانه ها را به حالت آرامش بيندازيد.
15 دقيقه سلامتي براي روان
بارها و بارها خوانده ايد ، اما تا حالا عمل كرده ايد ؟ آرام گرفتن و استراحت يا به اصطلاح رها كردن بدن از شرايط پر تنش باعث مي شود كه فشار خون كم شده ، تنفس آرام تر شده ، سرعت قلب و متابوليسم كمتر شود و در نهايت بدن بتواند تعادل خود را حفظ كند. اين كار تنها 15 دقيقه طول مي كشد. به پشت دراز كشيده ، پاها را رها كنيد ، دست ها را در دو طرف بدن قرار دهيد ، چشمانتان را ببنديد و با كشيدن آه ، تنش را از بدن خارج كنيد. آرام نفس بكشيد ، بعد از هر تنفس كمي مكث كنيد.
نش را از ساق پا ، پا و انگشتان پا رها كنيد. همين كار را با اندام هاي بالايي انجام دهيد. شانه ها را به حالت استراحت پايين بيندازيد. سعي كنيد ماهچ ه هاي صورت را از حالت منقبض خارج كنيد و چين و چروك آن را برداريد. از بروز اين تغيير در ماهيچه ها آگاه باشيد. يعني اين اتفاق را احساس كنيد.
هر زمان آماده ايد ، به آرامي چشم ها را باز كنيد و كمي بدن را بكشيد. زانوها را تا كنيد و مجدد باز كنيد.
ساير روش هاي كنترل استرس عبارتند از : مديتيشن ، تجسم ، يوگا و تحرك مديتيشن شامل يك استراحت فوق العاده بدني و روحي است. مستقيم بنشينيد ، چشمان خود را ببنديد و خود را رها كنيد. فكر خود را روي يك چيز متمركز كنيد. چهار مرتبه نفس عميق بكشيد ، سپس به شعله شمع يا گلي نگاه كنيد يا كلمه اي مثل«صلح» يا غيره ... را براي 15 تا 20 دقيقه تكرار كنيد.
تجسم
وضعيتي آرام ، منظره اي زيبا ، صدايي خوش آهنگ ، بويي خوش رايحه را تصور كنيد. جملات خوش بينانه اي مثل « من احساس آرامش مي كنم » ، « من سرشار از عشق هستم » را تكرار كنيد.
قبل از بروز هر نوع شرايط پراسترس ، آن را تصور كرده و ذهن مرور كنيد كه چه اتفاقي خواهد افتاد و سرانجام اينكه خود را در وضعيتي تصور كنيد كه كاملا آرام و راحت بر اين شرايط غلبه كرده ايد.
يوگا
اين ورزش تركيبي است از تمرينات كششي ، كنترل صحيح تنفس ، رها شدن و مديتيشن .
تحرك
ورزش باعث مي شود كه هورمون هاي مؤثر در وضعيت استرس از بدن زايل شده و در عوض هورمون هاي مؤثر در احساس آرامش يعني آندروفين ها آزاد شوند. بنابراين روزانه 30 دقيقه به انجام تمرينات بدني متعادل و سه يا پنج بار در هفته فعاليت ايروبيك به مدت 15 تا 60 دقيقه بپردازيد.
پیشنهاد می کنم اول این مطلب رو تو کامپیوترت کپی کن بعدا با خیال راحت بخونش !
راه كلي حل اختلاف
هر درد كه هست درماني دارد / جز بي دردي كه درد بي درمانست
« در طبيعت و اخلاق انسان هيچ ضعف و انحرافي نيست كه با تعليم مناسب اصلاح نشود. » ( فرانسيس بيكن انگليسي ) اگر درست به خاطر داشته باشم اين سخن از « بودا » است : « در اين جهان هيچ گاه نفرت به نفرت فرو ننشيند بلكه با دوري از نفرت آرام يابد ، چنين است حكم ازلي. » ضرب المثل خودمان هم شهرت دارد : « خون را به آب شويند ، خون را به خون نشويند. » و به قول جلال الدين مولوي : « خون به خون شستن محال است و محال » و با سخن خواجوي كرماني ، اين مقدمه را حسن ختام مي بخشيم : زماني بيا تا دمي خوش برآريم / كه بي ما زماني ، زماني نيرزد
1) همسران عاقل و با اراده ، اغماض ( بخشندگي ) مي كنند
به نظر ما حل اختلاف نسبت به درجه ي آن مراحلي دارد يعني اگر در مرحله ي نخست حل نشد ، دست به مرحله ي دوم مي زنيم و به همين ترتيب. اولا اميد ما اين است كه به توفيق خداوند كريم – كه همسران را براي آرامش همديگر آفريده – بهداشت معنوي خانواده را رعايت كنيم تا حتي الامكان از بروز اختلاف – ولو جزئي – پيشگيري شود. ثانيا در صورت بروز ، در گام نخست يا گام هاي اوليه حل شود و گرنه به هر حال راه هايي وجود دارد و ما مراحل زير را پيشنهاد مي كنيم :
جاحظ فيلسوف از امام محمد باقر عليه السلام نقل مي كند : « زندگي در دو كلمه خلاصه مي شود : دو ثلث آن عقل ، يك ثلث تغافل. و كسي كه دو ثلث اول را دارد مي تواند ثلث آخر را به كار ببرد... » روانشناسان معتقدند كه پذيرفتن خصوصيات هر كس ، آسان تر از انكار خصوصيات اوست و اين ، قسمت تغافل زندگي اوست. يكي حساس است ، با يك برخورد كوچك ، اخم مي كند ، حرفي نزدني مي زند ، قيافه ي ناخوشايند به خود مي گيرد... . راستي در چنين مواردي بهترين انعكاس چيست ؟ اگر انساني با اراده و خوددار باشيم ، اگر پايه هاي « شخصيت » ما قوي باشد ، اگر بخواهيم از آغاز بگو مگو و از پايان قهر و نفرت جلوگيري كنيم ، راه ، اين است : نديدم ، نشنيدم ، متوجه نشدم ... يا تعبير زيركانه ي انحرافي از حركات طرف داشته باشيم. مي گويند : « بهلول ، شخصي را در منزل خود به مهماني دعوت كرد. پس از ساعتي سفره اي آورده و غذا در سفره چيدند تا مهمان شام بخورد. در حين غذاخوردن ، پسر بهلول ميخ و چكشي را گرفته و محكم ، با صداي بلند به ديوار اتاق مي كوبيد. اعصاب مهمان ناراحت شده فرياد كشيد : آقاي بهلول ، اين كار براي شما گران تمام مي شود... بهلول گفت : اتفاقا خيلي هم ارزان است ، چون كه پسرم ، ميخ ها را امروز از حراجي خريده. »
2) همسران مهربان با همديگر صحبت مي كنند
سكوت بي موقع ميان همسران ، سنگي است كه شيشه ي زندگي را مي شكند. البته در لحظات نخستين برخورد و اعتراض ، بهتر است همسران رو در روي هم نايستند و به چهره و چشمان همديگر نگاه نكنند. چه ، خلاف اين ، در بيشتر اشخاص ايجاد كينه و قدرت نمايي و احتمالا انتقام جويي مي كند. بايد به بهانه اي از همديگر دور شد و بعد از لحظاتي توصيه ي رسول خدا را به كار بست : « دست يكديگر را بگيريد ، كه دست يكديگر گرفتن و فشردن كينه را از بين مي برد. » گرماي دست همسر ، خود ، وسيله ي انتقال محبت است در حالي كه دست در دست همديگر داريد و تبسم بر چهره ، با لحني آرام و محبت بار دست همسر را رها نسازيد تا به حالت صميميت برگرديد. فكر نكنيد كه اين كار ، سخت است. براي انسان هايي كه قلبي روشن و دلي رئوف داشته باشند ، خيلي آسان است. صحبت با همسر ، ارجح از حرف زدن درباره ي اختلاف همسري ، با هر كس ديگر است حتي با والدين. مي دانيد والدين ، مخصوصا مادر ، رقت قلب دارند و گاهي جز گريه و آه و سوز ، چيزي به فرزند خود تحويل نمي دهند و اين خود ، كينه ي نسبت به همسر را افزون مي كند... علاوه بر اين ، ضرورتي ندارد و صحيح هم نيست كه يك نقار كوچك ميان دو همسر را ، غير دو همسر ببينند يا بفهمند ، كه در اين صورت در زير ذره بين قرار خواهند گرفت. « لباس كثيف خود را در خانواده بايد شست. »
3) همسران بخشنده ، خطاي همديگر را مي بخشند
« دوام زناشويي ، يك قسمت روي محبت است و نه قسمتش روي گذشت از خطا. » ضرب المثلي است اسكاتلندي . گرچه اسكاتلندي ها به خست شهرت دارند ولي در اين مورد معنوي ، بخشندگي تمام عيار را نشان مي دهند. روح بخشندگي ، نشان بزرگواري انسان و فروتني مؤمن است. اساسا عفو و بخشندگي ، صفت مؤمن است : « ... والكاظمين الغيض و العافين عن الناس ... » ( از آيه ي 134 آل عمران ) چقدر مشتاق بهشت موعود هستيم ؟ و خدا راه بهشت را به ما بندگانش نشان مي دهد. در حديثي از پيغمبر گرامي (ص) آمده است : « هنگامي كه روز قيامت مي شود كسي ( از سوي خدا ) ندا مي دهد : هر كس اجر او بر خداست وارد بهشت شود. گفته مي شود : چه كسي اجرش بر خداست ؟ در جواب به آنها مي گويند : كساني كه مردم را عفو كردند ، آنها بدون حساب داخل بهشت مي شوند. » پس يك انسان رئوف كه طالب بهشت هم هست ، روح بخشش دارد بخصوص كه از او عذرخواهي شود. خيلي بهتر است كه وقتي همسران اختلافي پيدا كردند هر كدام لحظاتي با خداي خود خلوت كنند و از خود بپرسند : آيا اشتباه ، از من نبود ؟ و وقتي به جواب مثبت رسيدند با كمال شهامت ، از همسر خود عذرخواهي كنند و بدانند با اين عمل خود هرگز كوچك نخواهند شد ، چون راه خدا را مي روند. طرف ديگر نيز بدون آنكه موضوع خطاي همسر خود را تجديد كند يا خداي ناكرده منت سر او بگذارد ، پذيراي پوزش او باشد و الا بخشش ، بخشش نخواهد بود. امير مؤمنان علي عليه السلام مي فرمايند : « پوزش كسي را كه از تو عذرخواهي مي كند بپذير » از سخنان معصومين عليهم السلام هر چه بشنويم ، كم شنيده ايم. فرمايش امام موسي بن جعفر به فرزندانش است : « اگر كسي در گوش راست شما حرف ناروايي زد سپس برگشت به گوش چپ شما عذرخواهي كرد و گفت : من حرف ناروا زدم ، عذرش را بپذيريد. » امام سجاد عليه السلام از قصور احتمالي در اين زمينه ، از خالق متعال پوزش مي طلبد : « خدايا هر كس كه به من بد كرده و از من عذرخواسته و من نپذيرفتم از تو معذرت مي خواهم. » بي ترديد وظيفه ي يك انسان اين است كه اگر خطايي از كسي ، بخصوص همسرش ، نسبت به او سر زد و توان آن را نداشت كه اغماض كند حداقل راه عذرخواهي را براي او باز بگذارد البته معناي اين حرف آن نيست كه از همسر خود توقع عذرخواهي داشته باشد. « شهريار » از درون قلب متواضعش مي سرايد : « گرفتم دشمن جان تو بودم / به زنهار آمدم ، زنهار جانا » حكايتي است كه تارهاي وجود انسان را به ارتعاش در مي آورد : « جوانمردي زني خواست و پيش از زفاف ، آبله بر روي زن پيدا شد و رويش زشت گشت. اهل قبيله ي زن همه اندوهناك گشتند و ترسيدند كه او البته زن را رد كند. چون جوانمرد اين حالت آگاه شد خود را نابينا ساخت و چنان اظهار كرد كه هيچ نمي بيند تا حزن ايشان زايل شد و حالي زن را به وي دادند. و چند سال با وي بود. بعد از آن زن در گذشت. آن آزادمرد چنان اظهار كرد كه چيزي مي بيند و بنمود كه خود را از آن جهت نابينا ساخته بود تا زن و اهل او دل شكسته نشوند و اين ، غايت مروت است. » و اين جاست كه عفو و گذشت در لباس كمال فداكاري جلوه مي كند و فداكار را به اوج عظمت بندگي مي رساند.
4) همسران خداشناس ، صبر و حوصله به خرج مي دهند
« چه بسيار كارهاي فروبسته اي كه گره آنها با صبر باز مي شود. » از سخنان امير مؤمنان علي عليه السلام است كه خود ، نمونه ي شكيبايي بود. همان طور كه مي دانيد سخن درباره ي « صبر » بخصوص در كلام آسماني و گفتار معصومين عليهم السلام و بعد دانشمندان ، خيلي فراوان است - و ما قصد اختصار داريم - والحق شكيبايي گره گشاي مشكلات است و بنده ي صبور ، محبوب خالقش. در روابط همسري و هنگام بروز اختلاف ، صبر و حوصله از بهترين راه هاي جلوگيري از جدال و تشنج است. گر چه براي آنان كه تجربه و عادت ندارند ، كار آساني نيست ولي به هر حال بهاي « نعمت و آرامش » را بايد پرداخت و انسان واقعي ، بهتر است بسوزد تا نسوزاند. و بايد پذيرفت : « بزرگترين نيرويي كه بشر در اختيار دارد ، روح مسالمت آميز و صلح جويانه است. » و اين نيرو انسان را براي پرواز در آسمان معرفت ، حتي وصول به حق ، ياري مي بخشد. و در خواباندن آتش فتنه در خانواده هم ، اثر بسزايي دارد. در احوال بايزيد بسطامي (از عرفاي بزرگ) مي نويسند : « دوستان و مريدان به سراغش رفتند. زن با بدگويي و ناسزا به شوهرش ، آنها را برگرداند. در بازگشت بايزيد را ديدند باز هيزم بر پشت شيري و مار در دستش – به جاي شلاق – مي آيد. گفتند : چرا با اين مقام عرفاني ، زني بداخلاق در خانه داري ؟ گفت : خداوند در برابر سازگاري با چنان زن بدخو ، چنين كرامتي به من مرحمت فرموده. »
صبر مؤدبانه ي اين خانم آزاده و بزرگوار نيز احترام انگيز است : « فرانچسكو » از فرمانروايان ايتاليا – در آغاز قرن شانزده – مردي بي بند و بار بود. با اولين زايمان زنش ، بي وفايي خود را آغاز نمود. همسرش « ايزابلا » ايزبلاي آزاده و بزرگوار ، مشهورترين زنان تربيت شده ي رنسانس ، اين نامه ي مؤدبانه و ملايم را براي شوهرش نوشت : « براي آگاه ساختن من ، از اينكه عالي جناب ، چندي است به من بي مهر شده اند ترجماني لازم نيست. چون اين امر بس نامطبوع است . من ديگر ... چيزي نمي گويم. » ببينيد : از يك خانم تربيت شده و بلندطبع و شكيبا ، همين انتظار هست.
خانمي مي گفت : به فاصله ي اندكي از ازدواجمان متوجه شدم شوهرم آدمي است بهانه جو ، بي بند و بار ، اصولا بي علاقه به كانون خانواده و... ولي چون بچه دار هم شده بودم از خدا كمك خواستم كه بتوانم همسرم را اصلاح كنم و موفق شدم البته بعد از هشت سال صبر و حوصله و دندان روي جگر گذاشتن و فكر كردن. ولي كوششم اين بود كه فكر جدايي را به خود راه ندهم. خيلي سخت و پرزحمت بود ولي امروز كه سيزده سال از ازدواجمان مي گذرد نمي دانم چگونه شكر خدا را به جا بياورم كه سه تا بچه داريم و يك زندگي شيرين. اما بايد بگويم اكنون حال كسي را دارم كه در يك روز پنجاه فرسخ ، راه را پياده رفته باشد. يك نوع احساس خستگي بدني مي كنم.
به ايشان تبريك گفتيم و براي رفع « احساس خستگي » شان توصيه هايي كرديم.
آقاي سي و دو ساله اي با قيافه اي شكسته ، در عين حال نجيبانه و مصمم ، مي گفت : من پنج سال است ازدواج كرده ام ، حدود يك سال گذشته بود كه خانم بناي ناسازگاري گذاشت ، خدا شاهد است كه هيج مسأله اي نداشتيم ، ولي من نه عصباني مي شدم نه مايوس. همه اش پيش خودم در جستجوي علت بودم تا اينكه خدا... .
معلوم شد ريشه ي مساله در « مشت بستگي » و « خست » پدر خانمش است كه بيست و سه سال دختر خود را تربيت كرده و خانواده ي شوهر ، وضعي دقيقا برعكس خانواده ي عروس را دارند... آقا مي گفت : من تصميم دارم در هر صورت ، خانمم را به خاطر خودش هم كه شده ! اصلاح كنم و زندگي مشتركمان را ادامه بدهيم البته نه با وضع موجود... من در دلم ، با توجه به حكمت روح افزاي ازدواج ، از زبان حال اين آقا ، رباعي « فواهي هروي » يادم آمد : « گفتم كه مرا تو دلفروزي باشي / يا تيره شب مرا تو روزي باشي / كي دانستم كه هر دم و هر ساعت / دردي و جراحتي و سوزي باشي. » در عين حال با مشاهده ي شخصيت شكيبا و مقام اين خانم و اين آقا به شما عزيزان توصيه مي كنم : « هرگز حوصله را از دست ندهيد ! اين آخرين كليدي است كه در را خواهد گشود. »
رابطه ي سقراط و زن شرورش هم شنيدني است : « زن سقراط كه بسيار بداخلاق و بدزبان بود ، روزي در حالي كه لباس مي شست به او بسيار بدزباني كرد. حكيم به سبب بردباري و حكمت ، خاموش و ساكت ماند. اما زن جسارت را به جايي رساند كه آب چركين لباس را بر سر و روي او ريخت. حاضرين با اعتراض گفتند : تحمل بي موقع و صرف نظر بي جا ، از شخصي مانند تو برازنده نمي باشد. سقراط گفت : چنين است ، اما اثر غريدن رعد و جهيدن برق ، آخرش آمدن برف و باران است. »
بلي به قول يكي از بزرگان : « فرار عاقل از نادان بهتر از غلبه بر اوست. » در كلام آسماني كه عاليترين رهنمودهاي زندگي سالم و بندگي خداوندگار را ارائه مي دهد ، در اين زمينه هم مطلب ، زياد است و فقط به يك آيه از قرآن مجيد اكتفا كرده ، حسن ختام مي بخشيم : « و هر گاه خواستيد مجازات كنيد تنها به مقداري كه به شما تعدي شده كيفر دهيد و اگر شكيبايي پيشه كنيد ، اين كار براي شكيبايان بهتر است. » ( آيه 126 سوره ي نحل ) البته به خاطر خواهيم داشت كه به موازات اين سازش ها ، صبرها و حوصله ها كه بسيار مطلوب انسانيت و مرضي پروردگار است ، براي رفع نارسايي هاي موجود و دست يافتن به زندگي زناشويي آرام و متعادل كه اين نيز امر و مرضي پروردگار است از تدبيرات و كوشش هاي لازم حتي لحظه اي نبايد غفلت كنيم.
5) همسران هوشيار ، فراموشي را فراموش نمي كنند
« هر كس بايد در خاطر خود ، گورستاني براي دفن كردن اشتباهات دوستان داشته باشد. » هر چيز در جايگاه خود زيباست : حرف مناسب ، كار مناسب ، برخورد مناسب و... . گاهي متوجه مي شويم كه چيزي در جايي خوب است ولي در جايي ديگر ناپسند. اين موضوع در مسائل فرهنگي ، بيشتر خودنمايي مي كند ، به عنوان مثال : « در روزولاند – جنوب افريقا – اگر مادري آهنگ كتك زدن پسر خود بكند آن پسر ، هر چند جوان و نورس باشد قانونا حق خواهد داشت !! مادر را به هلاكت برساند . » در دين مبين اسلام – در جامعه ي اسلامي – مادر ، موجودي است كه « بهشت زير پاي او قرار دارد » و تمامي اوامرش قابل احترام و لازم الاجرا است مگر دستورات مخالف شرع ... در روابط انساني ، محبت ، ياري و خوشرفتاري ديگران را هرگز نبايد فراموش كرد. تاريخ و سالروز ازدواج و تولد همسر را نبايد فراموش كرد. سفارش ها ، توصيه ها ، خواستها و ديگر مسائل مورد علاقه ي او را نبايد فراموش كرد ... لكن چقدر خوب است فراموشي به وقت فراموشي. من به آقايي گفتم : شما به « آفت حافظه » گرفتار شده ايد و اين آفت ، شما را سخت رنج مي دهد. او بعد از گذشت سه سال از ازدواجش ، بعد از فقط شش ماه زندگي مشترك با همسر – دو سال و شش ماه عقد كرده بوده اند – هر كدام به خانه ي پدري روانه شده اند بدون آنكه شرعا و قانونا جدا شده باشند. در تحليل ايرادگيري و... نداشته ، لكن همه ي حرف ها و رفتارهاي ناخوشايند همسرش را به قول مشهور از سير تا پياز ، از روز نامزدي تا به امروز (پنج سال) ، ريز و درشت ، كلمه به كلمه ، قدم به قدم ، لحظه به لحظه مسلسل وار بازگو مي كرد و هيچ چيز را نتوانسته يا نخواسته بود فراموش كند. آيا اين خود يك اشتباه بزرگ در زندگي مشترك نيست ؟! « آندره موروآ » مي گويد : « بسياري از زنان و شوهران يك مجموعه ي مرتب از شكايت ، هميشه آماده دارند كه به محض كوچكترين برخورد ، خود به خود ، سلسله ي به هم پيوسته ي گله گزاري ها به جريان مي افتد ، تمام پرونده هاي راكد گذشته ، از بايگاني خاطرات بيرون مي آيد. » به نظر شما اين نوع حافظه ، آفت نيست ؟ عامل اختلافات ، مجادله و تشنج نيست ؟ پس : « گاهي از اوقات ، سودمند است كه انسان آنچه را مي داند فراموش كند. » يكي از هنرهاي انسان واقعي اين است كه بتواند « بدي » را فراموش كند و « خوبي » را هرگز فراموش نكند ، اين هنر ، عامل حل اختلاف است. نمونه ي اين هنرمندي ظريفانه را در « انيس الدوله » - يكي از همسران ناصرالدين شاه قاجار – مي بينيم : « انيس الدوله كه در واقع ملكه بود ولي فرزندي نياورد. شاه او را از دل و جان دوست داشت و چندين بار خواست وي را در زمره ي زنهاي عقدي خويش درآورد ولي او نپذيرفت و اظهار داشت كه نمي خواهد ساعت سعد زناشويي خود را بر هم زند. پس از كشته شدن شاه ، روزي برايش دسته اي اسكناس آوردند و چون تمثال شوهر را روي آنها ديد چندان بر سينه و شكم كوفت كه سخت بيمار شد و پس از چند ماه به همسر خويش پيوست. »
6) همسران صلح جو فرد مورد اعتماد طرفين را واسطه قرار مي دهند
دوست و آشناي خيرخواه و سليم النفس ، نعمت بزرگي است و چنانچه آگاه و باتجربه هم باشد ، وجودش بيشتر قابل احترام و مغتنم است. ما پيشنهادي مي كنيم : اگر بعد از پنج مرحله ي گذشته ، اختلاف ميان دو همسر ، همچنان باقي بماند آنست كه طرفين ، توان تفاهمشان كمتر شده و نياز به واسطگي شخص ثالث دارند. در چنين موقعيتي اگر دوست ، فاميل يا آشنايي وجود داشته باشد كه هر دو همسر ، او را معتمد و محترم مي شمارند و او نيز از مراتب حسن نيت ، دانش ، تجربه و آگاهي به وضع زندگي آنان ، بهره مند است ، دعوت چنين انساني براي اينكه هر دو ، آزردگي ، گلايه و انتظارات خود را پيش او مطرح سازند ، اميد رفع كدورت و اختلاف و برقراري آشتي شان خيلي زياد است. منتها شرط نتيجه گيري از اين روش ، صداقت و صراحت رئوفانه ي زن و شوهر است و نبايد هر كدام ، بخواهند خود را مصيب و ديگري را مخطي قلمداد كنند. ناگفته نگذريم كه شخص واسطه هم ، در پيشگاه الهي محبوب و مأجور است چون اصولا واسطه ي صلح و آشتي بودن بين دو نفر و علي الخصوص ميان همسران ، يك كار پسنديده و صواب است و ثواب دارد.
7) همسران متفكر و دانا به « مشاور صالح » مراجعه مي كنند
« ... و شاورهم في الامر ، فاذا عزمت فتوكل علي الله ان الله يحب المتكلين. » (آيه ي 27 سوره آل عمران ) ( در كارها با آنها مشورت كن اما هنگامي كه تصميم گرفتي بر خدا توكل كن زيرا خداوند ، متوكلان را دوست دارد. ) دواي درد را اگر طبيب حاذقت دهد / خداي مهربان نيز شفاي عاجلت دهد
مشاوره و مراجعه به « مشاور » صالح ، در دين اسلام ، بسيار با اهميت تلقي شده. مشاوره در هر امري به خصوص در مشكلات رفتاري و روابط انسان ها ، هم نكات تاريك و و مبهم موضوع را روشن مي سازد و هم راه حل مشكل ، يا اختلاف را نشان مي دهد. به شرطي كه بتوانيم : « مشاور را دقيقا از مسايل پنهاني خود آگاه سازيم و ميزان آگاهي او از وضع ما مانند آگاهي خودمان باشد ، طبعا از او به ديگري نخواهد رسيد. » چه به استناد فرمايش رسول (ص) : « كسي كه با وي مشورت كنند ، امانت دار است. » يعني مشاوري كه انتخاب مي كنيم « در درجه ي اول ، شخصي متدين ، با تقوا ، خيرخواه و رازدار باشد و در ثاني آگاهي هاي لازم و تسلط كافي در كار خود داشته باشد. » در اين صورت ، رأي خود را بعد از تعمق در موضوع ، با صراحت خواهد گفت زيرا مي داند چنانچه رهنمودش ، سرسري و غرض آلود باشد مورد غضب خداوند قرار مي گيرد. بعضي از اشخاص ، خود را – به اصطلاح - « عقل كل » مي پندارند و در هيچ كاري ، در هيچ مسئله اي ، احساس نياز به مشاوره نمي كنند : « من خودم مي دانم چه كار كنم. » ، « تكليف مرا كه ديگران نبايد تعيين كنند. » « مگر من بي سوادم؟ » ، « اين كارها فايده ندارد. » و از اين قبيل حرف ها ... . در صورتي كه اولا مراجعه به مشاور ، هرگز دليل جهل ، بي سوادي يا ناداني نيست ، ثانيا همان طور كه گفتيم در مشاوره – به خصوص در مورد اختلاف همسران – نكات مبهم كه به علت احساساتي بودن طرفين مبهم مانده و همين تاريك ماندن ، خود ، سبب تشديد اختلاف شده است روشن مي شود و لذا رسول (ص) مي فرمايد : « هيچ كس از مشورت بي نياز نيست. » و لذا توصيه مي كنيم : حتي پيش از ازدواج نيز – براي موفقيت بيشتر در زيبايي بناي خانواده – به خصوص در صورتي كه ترديدها و دودلي هايي پيدا شود به « مشاور » مراجعه گردد. يكي از روانكاوان ، نظر جالبي در اين مورد دارد : « همچنان كه روستايي ، با نگاهي به افق ، طوفان قريب الوقوع را حدس مي زند ، روانكاو نيز با توجه به برخي معلومات مي تواند ، تقريبا به يقين ، پيش بيني كند كه كدام ازدواج مواجه با شكست خواهد گرديد. » حال ، چنانچه ازدواج شكست خورده يا در حال شكست را به « مرگ خوشبختي يا ناخوشي آن » تشبيه كنيم توجه به سخن رسول (ص) : « هيچ كس پس از مشورت هلاك نشود. » يا : « هيچ كس از مشورت ، بدبخت نشد و از خودرايي خوشبخت نشد. » افراد بشر را ، دقيقا در اين رهگذر ، ارشاد مي كند و از گرفتاري ها نجات مي بخشد. يك از سخنان هشدار دهنده ي مولاي متقيان ، علي (ع) را درباره ي « مشاور » مورد توجه قرار دهيم : « كسي كه در مشورت به مسلمانان خيانت كند ، من از او بيزارم. » و گفته شده كه اگر انسان ، پيشنهاد مشورت را از غير مسلماني بپذيرد حق ندارد در مشورت ، نسبت به او خيانت كند و غير از آنچه تشخيص مي دهد ، به او اظهار نمايد. پس شك نمي كنيم در اينكه همسران متفكر ، دانا و علاقه مند به استحكام پايه هاي زندگي زناشويي ، جهت حل اختلاف ميان خود – اگر در شش مرحله ي قبلي حل نشد – به « مشاور » رجوع كنند. اكنون ببينيم : اگر خداي ناكرده ، اختلاف ، خيلي شدت يافته – كه مسلماً اگر جلو قطرات را به موقع بگيرند ، دريايي به وجود نخواهد آمد – از اين راه هم به نتيجه نرسيد چه كار بايد كرد ؟
8) همسران درمانده و خداشناس به بارگاه خداوند كريم پناه مي برند
مشكلي نيست كه آسان نشود / مرد بايد كه هراسان نشود
نخست جا دارد يادآوري كنيم كه كلمه ي « مرد » در ادب فارسي – به خصوص نظم – در خيلي از موارد به معناي عام « انسان » به كار رفته ، نه مطلق « مرد » در مقابل كلمه ي « زن ». بعضي از انسان ها – به خصوص مسلمان – از آيين مسلماني غافل هستند. تصور كنيد : يك راننده ي اتومبيل ، بدون آگاهي از آيين نامه ي رانندگي چگونه مي تواند يك راننده ي منظم باشد ، ايجاد ناراحتي براي ديگران نكند و خود و سرنشينان اتومبيل را از بلاي تصادف ، حادثه و سانحه حفظ كند ؟ بي ترديد خواهيد گفت : غير ممكن است ... . آيا مي شود كه انسان و انسان مسلمان بدون آگاهي از آيين انسانيت و قانون اسلام ، سالم و شادكام و خوشبخت زندگي كند ؟ پاي آدميان در جاده ي زندگي ، دائم به سنگ مي خورد ، مركب سعادتشان لنگ مي ماند و گناه را به گردن سنگ و مركب مي اندازند ، يكي را با جوش پرتاب مي كنند ، ديگري را با شلاق مي كوبند و جز خستگي مفرط و احساس يأس چيزي حاصلشان نمي شود.
گاهي اختلاف بين همسران به اوج شدت مي رسد ، اولا همان طور كه اشاره كرديم : علتش اين است كه قطرات را از بين نمي برند و در نتيجه ، به دريا تبديل مي شود. ثانيا نمي انديشند كه حتي دريا را مي توان با كشتي مجهز ، شكافت و پيش رفت. پروردگار توانا و مهربان ، اين استعداد يا در حقيقت ، اين موهبت را به بندگان خود ارزاني داشته است. پس چرا آدمي « تفكر » را تعطيل مي كند ؟ و چرا به فكر تكميل قدرت ايمان خود نيست كه بتواند فراز و نشيب كوهستان هاي زندگي را درنوردد. اقيانوس هاي حيات را بشكافد و پيش برود ؟ و هر لحظه از پيروزي خود لذت ببرد و با سرعتي بيشتر ، پيشتر برود؟ چرا بي كار و بي عار متوقف مي شود و نمي داند كه : « شيطان ، براي دست هاي بيكار ، كاري شريرانه پيدا خواهد كرد. » و در اين صورت ، پيكر آرزوهاي انسان متلاشي خواهد شد و ره به جايي نخواهد برد سهل است كه پايمال رهروان خواهد گشت. آدمي بايد با توجه و توسل به « ... نَفَخْتُ فيهِ مِن روحي ... » ( ... از روح خود در او ( انسان ) دميدم ... ) به توانايي هاي ذاتي خود اعتقاد داشته باشد و بپذيرد كه اين توانايي ذاتي – هديه ي خالق يكتا – ريشه و پايه ي هر نوع ترقي و تعالي است و بايد با فرياد دلسوزانه و هشدار دهنده به آدميان خواب آلوده و سست عنصر و ضعيف النفس تفهيم كرد كه : « ما چوب پنبه نيستيم كه ناگزير روي آب ، شناور سازيم. » و دستخوش امواج ملايم درياي زندگي.
متأسفانه بعضي انسان ها تصور مي كنند كه اختلاف شديد همسران را فقط جدايي يعني « طلاق » حل مي كند ! از موارد خيلي استثنايي كه بگذريم ، بندگان خدا بايد بدانند كه : « در ميان چيزهايي كه خدا حلال فرموده چيزي مبغوض تر از طلاق ، نزد او نيست. » اين سخن را امام جعفر صادق (ع) از مكتب جد بزرگوارش رسول خدا (ص) تعليم گرفته. خاتم الانبياء ، خود مي فرمايند : « هيچ حلالي نزد خدا مبغوض تر از طلاق نيست. » بايد دانست : « طلاق » هرگز – به طور مطلق – مشكل گشا نيست كه مشكل افزاست زيرا :
- پيوند سعادتي را كه خداوند با رحمت خود بسته ، انسان به دست شقاوتش پاره مي كند.
- بنايي كه در نظر خداوند تبارك و تعالي دوست داشتني تر از آن وجود ندارد ، نخست به دست انسان ناسپاس ويران مي شود و سپس تبديل به گورستان مي شود.
- عطاي « آرامش » الهي به لقاي اجساد نيمه جان و مأيوس از ادامه ي حيات ، تغيير مي يابد.
- ... ... ... ... ...
- لاجرم شاخه گل هاي خانواده ( فرزندان معصوم ) كه با آرزوي پدر و مادر ، در گلستان زندگي روييده بودند پژمرده ، افسرده ، خشك و در هم ريخته مي شوند و بعد از ايامي چند پاهاي رهگذران جاده ي بشريت را مجروح مي سازند و عذاب مي دهند.
فكر مي كنيد پيامبر مهربان اسلام با پيش بيني و از ادراك چنين اوضاعي چگونه مي نالند ؟ : « طلاق مدهيد ، زيرا عرش از وقوع طلاق مي لرزد. » به نظر ما مفهوم سخن رسول (ص) اين است كه ضرر و زيان جبران ناپذير « طلاق » در دو نفر ( زن و شوهر ) خلاصه نمي شود.
نمايش بخشي از فاجعه ي « جدايي زن و شوهر » را بخوانيد : « مادر مرو ، براي خدا پشيمان بمان – از ما جدا مشو از قصه ي طلاق و جدايي سخن مگو – از پيش ما مرو ، و از ما جدا مشو بر جوجه هاي غمزده ، سنگ ستم مزن – ما را به زير بال نوازش عزيز دار سامان آشيانه ي ما را به هم مزن – مادر ، هراس در دل ما موج مي زند دستم به دامانت ، از قصه ي طلاق در اين خانه دم مزن ! ما با وفاي پدر ، خو گرفته ايم ، مادر بهشت ماست ، او نقش بند آتيه و سرنوشت ماست.
ما دست التماس به سويت گشوده ايم ، شايد ز راه مهر به فرياد ما رسي. بابا فداي تو ، لختي درنگ كن ، ما را به چنگ موج حوادث رها مكن انديشه كن پدر ، ما را ببين چگونه به پايت فتاده ايم ، از خشم در گذر ، در آشيانه اي كه به هم انس گرفته ايم ، ويرانگري مكن ! اي نازنين پدر ، اي مادري كه شمع دل افروز خانه اي ، از خشم بگذريد ، اي جان ما فداي شما ، آشتي كنيد. بر اين طلاق ، بهر خدا آشتي كنيد ، كه از تندباد او ، ناگه چراغ قافله خاموش مي شود و اندر شبي سياه ، در شوره زار عمر ، هر يك ز ما به كوره رهي مي رود غريب و زياد روزگار فراموش مي شود. »
ما در تأييد اين ناله ها به يك بيت شعر از « حافظ شيراز » اكتفا مي كنيم و به پدران و مادران يادآوري مي كنيم : نه عمر خضر بماند نه ملك اسكندر / نزاع بر سر دنياي دون مكن حافظ
پس راه حل اختلاف شديد چيست ؟
حتما به خاطر داريد كه در اوايل اين بحث ، سؤالي مطرح كرديم : « آيا مي شود كه انسان و انسان مسلمان ، بدون آگاهي از آيين انسانيت و قانون اسلام – سالم ، شادكام و خوشبخت زندگي كند ؟ » و اكنون مي پرسيم : آيا خداوند تبارك و تعالي ، راهي براي حل « اختلاف شديد » يا براي جلوگيري از جدايي همسران نشان داده و امري در اين زمينه نازل كرده ؟ اگر چنين آيه اي صريحاً در قرآن مجيد ( آيين نامه ي الهي زندگي انسان ها ، به خصوص مسلمان ها ) وجود داشته باشد – كه دارد – و خداي ناكرده ما از آن آگاهي نداشته باشيم و يا – پناه بر خدا – نسبت به آن بي توجه باشيم ، سرنوشت ، چه خواهد بود ؟ بلي ، خداي مهربان ، ما بندگانش را دوست دارد و تمامي راه هايي خوشبختي دنيا و رستگاري آخرت را به ما نشان داده و با اين آيه ، از خواب غفلت بيدارمان مي كند : « اِنّا هَدَيّناهُ السَّبيلَ اِمّا شاكِراً وِ اِمّا كُفوراً » ( ما به حقيقت ، راه حق و باطل – را به انسان نشان داديم – و با تمام حجت بر او رسول فرستاديم - ، حالي خواهد هدايت پذيرد و شكر اين نعمت گويد و خواهد آن نعمت را كفران گويد. ) ( آيه ي 3 سوره دهر « انسان »)
و اينك راه حل خدايي ، اختلاف شديد ميان همسران :
« وَ اِن خِفْتُمْ شِقاقَ بَيْنَهُما فَابْعَثوا حُكْماً مِنْ اَهْلِهِ وَ حُكْماً مِنْ اَهْلِها . اِنْ يُريداً اِصْلاحاً يُوَفِّقِ اللهُ بَيْنَهُما اِنَّ اللهَ كانَ عَليماً خَبيراً . » ( و اگر از جدايي ميان آنها بيم داشته باشيد ، داوري از خانواده ي شوهر و داوري از خانواده ي زن انتخاب كنيد – تا به كار آنان رسيدگي كنند – اگر اين دو داور تصميم به اصلاح داشته باشند ، خداوند ، كمك به توافق آنها مي كند ، زيرا خداوند دانا و آگاه است – و از نيات همه با خبر مي باشد- . ) ( آيه ي 35 سوره ي نساء ) يعني اگر نشانه هاي شكاف و جدايي ( اختلاف شديد ) در ميان دو همسر پيدا شد براي بررسي علل و جهات ناسازگاري و فراهم نمودن مقدمات صلح و سازش ، يك نفر داور از فاميل مرد و يك داور از فاميل زن انتخاب كنيد. اگر اين دو حَكَم با حسن نيّت و دلسوزي وارد كار شوند و هدفشان اصلاح ميان دو همسر بوده باشد ، خداوند كمك مي كند و به وسيله ي آنان ميان دو همسر را الفت مي دهد و براي اينكه به حَكَمين هشدار دهد كه حسن نيت به خرج دهند ، در پايان آيه مي فرمايد : « خداوند از نيت آنها با خبر و آگاه است. »
پروردگارا ! از رأفت و رحمت بي پايانت سپاسگزاريم !
برگرفته از كتاب « آيينه ي ازدواج و روابط همسران » نوشته ي سيد ضياء الدين صدري
انتشارات انجمن اوليا و مربيان
ده اصل برای انتخاب شریک زندگی
اصل شماره یک : از هفت خطای انتخاب همسر اجتناب کنید :
1) سرعت بیش از اندازه در انتخاب همسر جایز نیست ، نامزدی و آشنایی طولانی بسیار مؤثر است.
2) در کم سالی ازدواج نکنید ، صبر کنید و بگذارید که به اندازه ی کافی شناخت پیدا کنید.
3) بیش از حد برای ازدواج اشتیاق نشان ندهید. بیش از حد به مشتاقان دیگر هم اجازه ندهید شما را به ازدواج زود هنگام و نسنجیده وادار کنند.
4) برای راضی کردن دیگران ازدواج نکنید. این شما هستید که با انتخاب درست متنفع و با انتخاب نادرست متضرر می شوید.
5) قبل از اینکه کسی را به جمیع جهات نشناخته اید ، با او ازدواج نکنید.
6) با توقعات بی جا ازدواج نکنید.
7) با اشخاصی که با مسائل رفتاری و شخصیتی ادامه دار مواجه هستند ازدواج نکنید.
اصل شماره دو : درباره ی کسی قصد ازدواج با او را دارید اطلاعات کافی به دست آورید. به قدری تدبیر کنید تا ازدواج با او برایتان قابل توجیه باشد و تصویر روشنی از همسر ایده آل خود بسازید (در تمامی خصوصیات یک فرد).
اصل شماره سه : با کسی ازدواج کنید که به شما شباهت داشته باشد.
برخی از شباهت های مهم که در موفقیت ازدواج شما نقش تعیین کننده دارد :
1- زمینه های اقتصادی - اجتماعی - فرهنگی
2- انتظار از نقش یکدیگر در ازدواج
3- نظر درباره ی توزیع قدرت در خانواده
4- تعداد فرزندان مورد نظر
5- زمان بچه دار شدن
6- سلیقه ی تربیت فرزندان
7- اعتقادات مذهبی
8- فلسفه ی سیاسی
9- میزان ارتباط با خانواده ی همسر
10- مشرب و خلق و خو
11- وقت شناسی
12- وابستگی و اتکا
13- میل به صمیمیت کلامی
14- نقش اختلاف و طرز حل و فصل آن
15- طرز برخورد با خشم
16- میزان جاه طلبی
17- هدف های زندگی
18- نظر درباره ی سیگار کشیدن و زمینه های اعتیادآور
19- پرداختن خانواده به امور معنوی
20- سرگرمی و علایق
21- چه مبلغی باید صرف لباس و تعطیلات و ... شود
22- قبول میزان ریسک در سرمایه گذاری ها
23- میزان پرداختن به فعالیت های اجتماعی
24- انتخاب محل زندگی
اصل شماره چهار : تنها در صورتی ازدواج کنید که هم شما و هم کسی که با او ازدواج می کنید از سلامت روانی و عاطفی برخوردار باشید.
اصل شماره پنج : با کسی ازدواج کنید که در نظر شما جذاب باشد ، اما قبل از ازدواج رسمی خویشتن داری کامل به خرج دهید. عشقی در اعماق وجود خود بیابید و آن را به دقت ابراز کنید.
اصل شماره شش : وقتی ازدواج کنید که نسبت به همسرتان مهر و عشق عمیق داشته باشید. بدانید که شهوت ممکن است از میان برود ولی عشق عمیق و پایدار همیشه باقی خواهد ماند.
اصل شماره هفت : صمیمیت کلامی را بیاموزید. صمیمت مستلزم در میان گذاشتن احساسات و تجارب با یکدیگر است. این گونه عشق شما به هم افزایش می یابد.
اصل شماره هشت : قبل از ازدواج راه حل و فصل اختلافات را بیاموزید.
اصل شماره نه : تنها در صورتی ازدواج کنید که بتوانید به ازدواجتان متعهد گردید ، تعهدی برای همه ی مدت عمر.
اصل شماره ده : اگر پدر و مادر ، بستگان و دوستان نزدیک شما بر ازدواجتان مهر تأیید می زنند ، به اتفاق آن ها جشن بگیرید و اگر مخالف این ازدواج هستند قبل از هر گونه تصمیم گیری به سخنان شان گوش فرا دهید. گاهی حق با پدر و مادر است ، گاهی هم نیست.
این ده اصل در موفقیت ازدواج شما نقش تعیین کننده دارد. « ان شاء الله »
1) سعی کنید بیشتر از آن که در انتظار دریافت چیزی از همسرتان باشید ، چیزی به او ببخشید. اگر هدف شما ایجاد حس رضایت و خوشبختی در همسرتان باشد ، مطمئن باشید فرصت های بی شماری برای رسیدن به این هدف پیدا خواهید کرد. در این صورت شما نیز از لطف و محبت همسرتان برخوردار خواهید شد. زیرا انسان ها همواره سعی می کنند خوبی های دیگران را جبران کنند.
2) از همسرتان انتظارات غیر واقعی نداشته باشید. اجتناب از انتظارات غیر واقعی می تواند از بروز بسیاری درگیری ها ، عصبانیت ها و سرخوردگی ها جلوگیری کند. انتظار نداشته باشید همسرتان کامل و بی نقص باشد. در ضمن هیچ گاه او را با دیگران مقایسه نکنید.
3) سعی کنید نسبت به همه چیزی دیدی مثبت داشته باشید.
4) به راه هایی فکر کنید که می توانید همسرتان را نسبت به کارهایی که دوست دارید ، ترغیب کنید. اگر این روش مؤثر نبود روش های دیگر را امتحان کنید و به یاد داشته باشید که تحسین و تعریف به موقع می تواند یک انگیزه ی قوی باشد.
5) اهداف خود را طبقه بندی کنید و افکار خود را بر مهم ترین هدفتان یعنی داشتن یک محیط خانوادگی آرام و شاد متمرکز کنید.
6) هیچ گاه با همسرتان وارد جنگ قدرت نشوید؛ به جای این کار با او به توافق برسید.
7) همسرتان را به خاطر اشتباهاتش سرزنش نکنید. در عوض سعی کنید روشی در پیش بگیرید که از تکرار این اشتباهات جلوگیری کند. وقتی شما همسرتان را به خاطر اشتباهاتش سرزنش می کنید ، احساسات او را جریحه دار می کنید و باعث آزار او می شوید.
8) اگر خدای ناکرده همسرتان به شما توهین کرد ، سکوت کنید و با او مقابله به مقل نکنید. با این کار از بروز بسیاری از بحث های غیر ضروری جلوگیری می کنید. این لحظات به سرعت سپری خواهند شد و شما می توانید در زمان بهتری با همسرتان درباره ی رفتارش صحبت کنید ( البته این بدان معنا نیست که تصور کنید الزاماً باید با یک همسر بدزبان و بدخو کنار بیایید و همیشه تمام کج رفتاری های او را تحمل کنید ؛ این مشکل دیگری است و راه حل های دیگری دارد.)
9) در زمان حال زندگی کنید. اشتباهات و وقایع تلخ گذشته را فراموش کنید و سعی کنید شرایط زندگی امروزتان را تغییر دهید.
10) همواره از همسرتان بپرسید : برای این که زندگی ما شاد و دلپذیر باشد ، من چه کاری می توانم انجام بدهم؟
عشق ، از بهشت زیباتر است.
عشق بهتر از چشم ، پاکی ها و زیبایی ها را می بیند.
عشق ، خوشبوترین غنچه ی خداست که تنها در آرامش دل توان شکفتن دارد. آرامش دل نشانه ایست از بی آلایش بودن دل.
عاشق ، هرگز ناپاک و نادان نمی شود. زیرا هر ناپاکی و نادانی ، مانعی است برای تجلی یافتن عشق.
مرگ ، بر هر چیز پیروز می شود و عشق ، بر مرگ.
شیطان ، همان کسی است که نمی داند لذت عشق ورزیدن به دیگران ، خیلی شیرین تر از لذت کینه ورزیدن به دیگران می باشد.
عشق گریه می کند ! وقتی آن را برای شادی خویش بخواهیم ، نه برای شادی دوست.
حسود ، هرگز عاشق نمی شود. زیرا عشق ، محزون گشتن در رنج دیگران است ، نه مسرور گشتن در رنج دیگران.
عشق در آسمان دل ما به پرواز در نمی آید ، هنگامی که به خوشبختی خویش بیش از خوشبختی دوست می اندیشیم.
به من محبت کن !
کانون خانواده برای استحکام و ادامه ی حیات پربار خود نیاز به عشق و محبت دارد. یک خانواده ی با محبت ، می تواند فرزندانی با اعتماد عاطفی بالا پرورش دهد. فرزندانی که اعتماد عاطفی قوی دارند، می توانند در هر شرایطی احساس خود را بیان کنند. احساس شایستگی کنند، ذهنیت مثبت از خود و اطرافیانش داشته باشند و افرادی مثبت و پرانرژی برای جامعه ی خود به حساب آیند. محبت برای انسان ، یک نیاز طبیعی است. چنانچه انسان به آب و غذا نیاز دارد به محبت نیز نیاز دارد. انسان نفس خویش را طبعا دوست دارد و دلش می خواهد که محبوب دیگران باشد.
کودک بیش از بزرگترها به این آب حیات نیاز دارد. محبت چون یک نیاز طبیعی است ، وجود و عدم آن در تعادل و عدم تعادل روح تاثیر فراوان دارد. کودکی که در محیط گرم محبت پرورش می یابد ، روانی شاد و دلی آرام و بانشاط دارد. به زندگی امیدوار و دلگرم است. خود را در این جهان پرآشوب تنها نمی داند تا تعادل و آرامش نفسانی خویش را از دست بدهد. در پرتو محبت ، صفات عالی انسانی و عواطف و احساسات کودک به خوبی پرورش می یابد.
احساس محبوبیت در آرامش نفس تاثیر دارد و آرامش نفس نیز بدون شک در سلامت اعصاب تاثیر فراوانی خواهد داشت. جسم و جان کودکی که از محبت های گرم پدر و مادر اشباع می شود و از آرامش نفسانی و اعتماد برخوردار است ، بهتر از کودکی که فاقد چنین نعمت بزرگی است رشد و پرورش می یابد. کودک در خانواده ی پرعاطفه اظهار محبت را از پدر و مادر یاد می گیرد. خوش قلب ، خیرخواه و انسان دوست بار می آید. چون طعم شیرین محبت را چشیده است ، در بزرگسالی دیگران را از آب حیات سیراب می کند. چنین انسانی وقتی بزرگ شد ، محبت خود را نسبت به همسر ، فرزندان ، دوستان ، معاشران و همه ی انسان ها ابراز خواهد کرد. با محبت های گرم خود ، همه را شاداب می کند و در مقابل از محبت های متقابل دیگران نیز برخوردار می شود.
وقتی کودک مورد محبت پدر و مادر قرار گرفت ، متقابلا به آنان علاقه مند می شود.
پدر و مادر را افرادی قدرشناس ، خیرخواه و قابل اعتماد می شناسد و به حرف آنان بهتر گوش می دهد.
چنین پدر و مادری بدون شک ، بهتر می توانند در تربیت صحیح فرزندان خویش موفق باشند.
اظهار محبت ، کودک را از ابتلا به عقده ی نفسانی و احساس حقارت مصون می دارد. برعکس ، کودکی که از محبت های گرم پدر و مادر محروم بوده یا نیاز او درست اشباع نشده ، در نفش خویش احساس محرومیت می کند. نسبت به پدر و مادر و دیگران ، عقده ی نفسانی پیدا می کند. چنین انسانی در معرض هر گونه انحراف و فسادی خواهد بود.
به عقیده ی بسیاری از دانشمندان ، اکثر تندخویی ها ، خشونت ها ، لجبازی ها ، زورگویی ها ، بدبینی ها ، اعتیادها ، افسردگی ها ، گوشه گیری ها ، ناامیدی ها و ناسازگاری های افراد ، معلول عقده ی حقارت است که در اثر محرومیت از محبت به وجود آمده است. در اثر این عقده ی حقارت ، فرد ممکن است دست به دزدی ، قتل نفس یا طغیان بزند تا از پدر و مادر و مردمی که او را دوست ندارند ، انتقام بگیرد.
پس یکی از بهترین هدایایی که می توان به فرزندان اعطا کرد ، مهرورزی است.
وجود محبت در خانواده ، باعث کسب موفقیت ، تقویت روحیه ، عزت نفس و استقلال فردی کودک می شود.
برای این که کودک منظور شما را درک کند از نشان دادن عشق ، بیان محبت و نوازش کردن او غافل نشوید.
وقار و آرامش قلب
در فرهنگ اخلاقی « وقار یعنی آرامش در گفتار ، کردار و حرکات ، قبل از شروع و بعد از شروع در آنها ». بناربراین می توان گفت وقار ، آرامش و خویشتن داری. پیش از هر گونه اقدامی است ، تا آنکه درستی آن برخورد آشکار گردد و همچنین آرامش روانی بعد از شروع در گفتار یا رفتار است ، تا بتواند امور را به شایستگی به انجام رساند.
رسول خدا صلی الله علیه و آله در بیان ارزشمندی وقار می فرماید : « اسلام عریان است. پس لباس آن حیا و زیورش وقار است ». امام علی علیه السلام در بیان ویژگی های پرهیزگاران می فرماید : « آنان در سختی ها آرامند ».
و قرآن نیز سکون و آرامش قلب را یکی از صفات مؤمنان بر می شمارد و راه تحصیل آن را « یاد خدا » می داند : « همان کسانی که ایمان آورده اند و دل هایشان به یاد خدا آرام می گیرد ، آگاه باش که با یاد خدا دلها آرامش می یابد ».
عوامل ایجاد وقار
بارزترین عوامل و اسبابی که برای تحصیل وقار و سنگینی در روایات به چشم می خورد ، به قرار زیر است :
1- بندگی خداوند : امام علی علیه السلام در این باره می فرماید : « هر کس خواستار عزت بدون عشیره ، هیبت بدون سلطنت ، بی نیازی بدون مال ، فرمانبر بدون بذل و بخشش است ، پس باید از ذلت عصیان خداوند به عزت بندگی او درآید ».
2- حکمت و علم : امام علی علیه السلام می فرماید : « کسی که آگاه به حکمت باشد ، چشم ها به دیده ی وقار و هیبت به او می نگرند ».
3- حلم و خویشتن داری : از امام علی علیه السلام نقل شده است : « خویشتن داری سبب وقار است ».
4- سکوت : امام علی علیه السلام می فرماید : « با سکوت بسیار ، شکوه انسان بیشتر می شود ».
5- تواضع و فروتنی : امام علی علیه السلام در این باره فرموده اند : « فروتنی بر تو لباس شکوه و بزرگی می پوشاند ».
عوامل ایجاد آرامش
1- ازدواج : قرآن کریم در این باره می فرماید : « او است آن کس که شما را از نفسی واحد آفرید ، و جفت وی را از آن پدید آورد تا بدان آرام گیرد ».
2- عدالت : حضرت زهرا سلام الله علیها می فرماید : « خداوند ایمان را موجب زدودن شرک و عدالت را باعث آرامش قلب ها قرار داده است ».
3- ایمان : امام صادق علیه السلام فرمود : « هیچ مؤمنی نیست مگر آن که خداوند در نتیجه ی ایمانش انسی برای او قرار می دهد که با آن آرامش می یابد ؛ به طوری که حتی اگر بر قله ی کوهی هم باشد وحشتی از مخالفانش ندارد ».
بدیهی است که میزان آرامش وابسته به درجه ی ایمان است و هر چه درجه ی ایمان بیشتر باشد ، آرامش حاصل از آن نیز پایدارتر است.
4- یاد خداوند : قرآن کریم می فرماید : « آگاه باش که با یاد خدا دل ها آرامش می یابد ».
5- رسیدن به حق : امام صادق علیه السلام می فرمایند : « قلب آدمی همواره در جستجوی حق در تب و تاب و اضطراب است. ولی هنگامی که آن را می یابد اطمینان و آرامش پیدا می کند ».
موانع ایجاد وقار و آرامش
1- درخواست از مردم : امام سجاد علیه اسلام می فرمایند : در خواست از مردم ، زندگی انسان را با خواری توام می کند ، حیا را از بین می برد و وقار و سنگینی آدمی را سبک می گرداند ».
2- خنده و شوخی بسیار : امام علی علیه السلام می فرمایند : « کسی که خنده ی او فراوان گردد ، شکوه و عظمت او از میان می رود » و نیز می فرمایند : « هر کس بسیار شوخی کند ، سبک شمرده می شود ».
3- سرمستی از مال ، قدرت ، علم ، ستایش و جوانی : طبق بیان منسوب به مولا علی علیه السلام شخص عاقل باید خود را از سرمستی مال ، قدرت ، علم ، ستایش و جوانی حفظ کند ؛ زیرا این سرمستی عقل آدمی را زایل نموده و وقار او را از بین می برد.
4- عجله کردن : عجله عبارتست از اقدام بر امور بدون توقف و تأمل در آنها. امام علی علیه السلام به مالک اشتر می نویسد : « مبادا هرگز در کاری که وقت آن نرسیده شتاب کنی ، یا در کاری که وقت آن رسیده سستی ورزی ... تلاش کن هر کاری را در جای خود و در زمان مخصوص به خود ، انجام دهی ». در جای دیگر می فرماید : « در هیچ کاری تا روشن نشود شتاب نکنید » و سفارش می کند : « در آنچه که خداوند آن را لازم نداشته شتاب نکنید ».
در فرهنگ اخلاقی اسلام ، شتاب کردن همواره ناپسند نیست بلکه در برخی امور سفارش نیز شده است.
شتاب کردن در مواردی از قبیل مجازات ، جنگ و خونریزی ، غذاخوردن ، به پایان رساندن نماز و اندیشیدن منع شده است.
شتاب به سوی نیکی ها ، توبه ، عمل صالح ، علم آموزی و غیره مورد سفارش قرار گرفته است. قرآن کریم سبقت در کارهای خیر را توصیه می فرماید : « پس در کارهای نیک بر یکدیگر پیشی گیرید ».
حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف می فرمایند : « به گونه ای عمل کنید که رفتارتان شما را به محبت ما نزدیک کند ».
زندگی عمقی دارد به ژرفای اقیانوس های بیکران و زیبائی آن می تواند چشم هر آگاهی را خیره کند پس چشم باز کنیم تا بتوانیم زیبائی ها را ببینیم.
1- افراد مختلف در خانواده های متفاوتی زندگی کرده اند و دارای شخصیت های متفاوتی هستند ، پس طبیعی است که نوع ابراز محبت آنها نسبت به یکدیگر متفاوت باشد. یکی از عواملی که سبب می شود بعضی از زوج ها احساس کمبود محبت کنند این است که تصور می کنند که همسرشان باید به همان شکلی که خود آنها محبتشان را ابراز می کنند علاقه شان را به آنها نشان دهند. انتظار نداشته باشید که همه مثل خودتان با شما رفتار کنند. بد نیست بعضی مواقع اطرافیانتان خصوصا همسرتان را به نحوی دلنشین از کارهایی که باعث خوشحالی تان می شود با خبر سازید.
2- خوشبخت ترین زوج ها نه تنها قادرند خصوصیات همسرانشان را به دقت توصیف کنند ، بلکه می توانند آنها را در پرتو خوش بینی و مثبت نگری ببینند ؛ که این بیشتر حاصل هم شنوایی است تا هم صحبتی . برون ریزی و و شنیدن سخن طرف مقابل به معنی قضاوت و نصیحت نیست ، این کار باعث آزردگی می شود . فضای تلویحی قضاوت این است که همسرتان برای حل مشکل چندان که باید ، عاقل نیست در نتیجه این احتمال هست که همسر شما دیگر از مسائل خود با شما سخن نگوید و بدین ترتیب صمیمت از بین برود.
3- ارزش های ذهنی مشترک ، بهره هوشی نزدیک به یکدیگر و شکل مشترک زندگی میان دو نفر از عوامل مهم در ایجاد ارتباط پایدار است.
4- به جای داوری کردن ، از همسر خود بپرسید نظر من را می خواهی یا اینکه فقط به حرف هایت گوش کنم.
5- زوج های خوشبخت با ستایش نقاط قوت یکدیگر به ایجاد صمیمیت کمک می کنند.
6- اگر می خواهید دوستتان بدارند و برایتان احترام قائل باشند از کنترل دیگران دست بردارید.
7- آنچه را که خواهان آن هستید به دست نخواهید آورد مگر شریک زندگی تان نیز آنچه را که می خواهد به دست آورد.
8- مهمترین عامل ناهماهنگی بین زوج ها حس خودبزرگ بینی و خودخواهی است. اندیشه ی خوب همراه با فروتنی ، بهترین و والاترین استعداد برای هماهنگی و دوستی است.
9- در یک خانواده ی سالم بچه ها اجازه ندارند که هر کاری دلشان خواست انجام دهند ، بلکه والدین اختیاراتشان را با ملایمت اعمال می کنند و در عین حال به احساس و عقاید بچه ها هم گوش می دهند و احساسات آنها را نیز در نظر می گیرند ، اما تصمیم نهایی با والدین است.
10- بچه ها بزرگترهای کوچک نیستند. زبان ، تفکر و احساس های مخصوص به خودشان دارند. به همین دلیل نشان دادن راه و دلیل ، مهم تر از قانع کردن آنهاست.
11- در یک خانواده ی سالم هیچ کس صد در صد نیست. [افراد] اشتباهات گذشته ی اعضا را مدام به آنها یادآور نمی کنند و والدین خانواده های قوی از اعتراف به اشتباه ترسی ندارند.
12- در یک خانواده ی شاد و سالم نیز به هنگام عصبانیت می توانند چند دقیقه خودشان را تخلیه کنند و موضوعی را که باعث ناراحتی شان شده شرح دهند ، دیگران هم باید فقط گوش کنند و بعد اجازه دارند واکنش خود را نشان دهند ، البته گاهی اوقات اختلاف اساسی تر از آنست که طی چند دقیقه حل شود ، این چنین خانواده هایی خودشان را برای مقابله با آن تطبیق می دهند.
13- مهربانی کنید ، بیایی و به تأثیر و نفوذ کلماتی چون «متشکرم» و «لطفا» فکر کنید.
14- وفاداری را فرا گیرید ؛ بیایید در غیاب یک عضو در خانواده از آنها دفاع کنید ، شما از ضعف اعضای خانواده بی خبر نیستید بلکه شما توجه خود را به بعد مثبت شخصیت آنها معطوف کرده اید.
15- متعهد ماندن به قول هایتان می تواند شادی به همراه بیاورد.
16- وقتی شما با بخشش از خطایی می گذرید ، راه را برای اطمینان بیشتر بین اعضای خانواده و در نتیجه ایجاد علاقه و صمیمیت باز گذارده اید.
شاید نتایج مثبت این سرمایه گذاری های عاطفی برای مدتی مشهود نگردد اما به زودی روشنایی آن شما را خیره خواهد کرد.
آرامش واقعی !
در عصر کنونی و در این دنیای وانفسا انسان ها به دنبال راه هایی برای کسب و حفظ آرامش هستند . هر کس به طبع دانش و تجربه ی خود راهی را پیشنهاد می کند. اما مذهب چیز دیگری می گوید. تجربه ثابت کرده است که انسان هایی که به آئین های مذهبی پایبند هستند، بهتر از دیگران توانسته اند سختی ها و مشکلات را پشت سر بگذارند. و این مهم چیزی نیست جز تکیه بر یک قدرت نامتناهی ! و این قدرت در دست کسی نیست جز خدا ! خداوندی که ما را آفریده و از ما مراقبت می کند. خدایی که هیچ وقت ما را تنها نگذاشته و عاشقانه ما را دوست دارد !
و آرامش یعنی اعتماد ! اعتماد به قدرت پایان ناپذیر خداوندگار عالم ! هنگامی که به خدایت اعتماد داشته باشی، آرامش واقعی بر تو مستولی می شود. خدایی که هیچ وقت تو را تنها نگذاشته و از نیازهایت باخبر است ! پروردگاری که همه ی وسایل آسایش را در اختیارت نهاده !
راستی ! آیا با این همه محبتی که خداوند در حق ما روا داشته، آیا وقتی از اوقات روزمان را به او اختصاص می دهیم؟ آیا خدا را مدام یاد می کنیم؟ اگر نه ولی خدا همیشه و در هر لحظه به یادمان است و دوستمان دارد ! پس سزاوار نیست که بهترین دوست و یاور خود را فراموش کنیم !
چقدر لحظات دعا و نجوا با پروردگارمان زیباست ! چه آرامشی به ما دست می دهد ! وه که چه زیباست لحظات عشق بازی با ایزد منان !
خدای من ! … محبوب من ! …
خدایا ! قدرتی ده تا از دریافتن معایب خود، مأیوس و از شناختن محاسن خود، مغرور نشویم.
ای محبوب بی نهایت یاورم باش، هر گاه افتادم، برخواستنم را فراموش نسازم.
ای قادر مطلق ! می خواهم یک فرد بهتر شوم، نه یک فرد مهم تر.
خداوندا ! بزرگ روح و کوچک نامم بنما، نه کوچک روح و بزرگ نامم.
کل کیهان، تبلوری از یک سرور بیکرانه است.
خداوندا ! قدرتم ده به فضیلت مهم تبدیل شوم، نه به شخصیت مهم، تا راه فضیلتم بماند و از آن راه بیابند، و نام شخصیتم نماند و از آن بت نسازند.
ای زیبا ازلی دلاراتر از من کیست که جز تو آراینده ام نیست؟ زیباتر از من کیست که نقاش رخسارم تویی.
خداوندا بسیاری می گویند: معنای این جهان کو؟! ما می گوئیم: جز معنا در این جهان کو؟!
خالق مهربانم ! طعم زنده بودنم را بچشان، که از بهشت شیرین تر است.
خداوندا ! ای کاش، این تحمل را می یافتم به جای تمام رنجیده ها، تنها من رنجیده می گشتم و سرورشان را افزون تر از سرور خود دوست می داشتم.
خداوندا ! به خودباختگان نام بلند ده و به خودساختگان گام بلند.
هر گاه که انسان تنها یک نیاز واحد در خود ببیند به بی نیازی می رسد، فقط باور کند که به خداوند یگانه و بی نیاز احتیاج دارد.
هر چیزی فانی می شود، به جز آن چیزی که به رنگ خداست، و هر رنگی فریب می دهد و به گمراهی می برد به جز رنگ خدا.
محبوبا ! مرا عاشق خوشبختی دیگران بنما. هیچ پاداشی از تو نمی خواهم، به جز عاشق شدن به خوشبختی دیگران.
برای تماشا کردن آسمان پر ستاره وقت بگذارید، و در کنار خانواده ی خود به تماشای آن بپردازید و یگانه خالق بی همتای آن را سپاس گوئید، آنگاه سخت به خود بنازید که شما نیز یکی از آفریده های آن نقاش ازلی هستید.
ای خدای من، ای جمال نامتناهی ! تو گفتی: با من سخن بگو: من گفتم: تو از بس زیبایی که من هیچ مجالی برای سخن گفتن ندارم.
اگر مشق های خدایی و انسانی خود را خوب بنویسی، دست خدا نیز دفتر زرین سرنوشت تو را خوب می نویسد، خوب خوب.
خدا می گوید: به آنچه دارید بیندیشید و خندان شوید، شیطان می گوید: به آنچه ندارید بیندیشید و گریان شوید. شما کدامین را برمی گزینید؟
در جان خود، مهر خداوندی را بدمیم تا طعم بی نیازی را بچشیم.
مهر دیگران، پنجره ایست به سوی باغ خدا، همواره از این پنجره به باغ خدا نظاره گر شوید.
همه ی ما، مخلوق یک آفریدگار هستیم، پس چرا قدر یکدیگر را ندانیم و بر دیگری برتری بفروشیم؟
« راز و نیاز با خدا غم و اندوه را از دل ایشان می زداید . »
مراقبت های بهداشت روانی بخشی از بهداشت عمومی است . در برخورد با بیمار روانی باید او را انسان دردمند تلقی کنید که نیازمند است تا او را با همه ی مشکلاتش درک کنید .
زندگی از زنده بودن خوشتر است دلبری از دل سپردن بهتر است
بهداشت روانی (سلامت روانی) چیست ؟
برای اینکه بتوانیم به طور مؤثر و سازنده قادر به انجام کارها باشیم ، به خوبی با دیگران ارتباط برقرار کنیم و از زندگی خود رضایت نسبی داشته باشیم باید علاوه بر جسمی سالم از روانی سالم سود ببریم .
به طور کلی افرادی که از سلامت روانی برخوردارند :
1- دارای نگرشی مثبت در مقابله با مشکلات هستند .
2- احساس خوب نسبت به دیگران دارند .
3- مسئولیت پذیر هستند .
به خاطر داشته باشید روان انسان نیز ممکن است مانند جسم او بیمار شود اختلالات روانی در میان مردم امری نسبتا شایع است رسیدن به سلامت روان به هیچ وجه تصادفی نیست و مستلزم صرف زمان و توجه می باشد .
کلید رسیدن به سلامت روانی چیست ؟
اعتماد به نفس (اینکه شما چه نظری نسبت به خودتان دارید) شدیدا به طرز تفکر ، احساس و عمل شما مربوط می شود .
زمانی که اعتماد به نفس شما بالا باشد ،
1- احتمالا از زندگی رضایت دارید.
2- با دیگران روابط سالم و قوی برقرار می کنید .
3- هدف های زندگی را مشخص می کنید و به آنها می رسید .
4- واقعیت های زندگی را می پذیرید و برای حل مشکلات تلاش می کنید .
و زمانی که اعتماد به نفس شما پائین باشد احتمالا ،
1- احساس می کنید زندگی از کنترل شما خارج شده .
2- استرس ها برایتان طاق فرسا است .
3- همیشه در انتظار شکست هستید و از مشکلات زندگی فرار می کنید .
چگونه اعتماد به نفس خود را بالا ببریم ؟
1- تمایل به پیشرفت داشته باشید .
2- اهداف خود را معین کنید ، خود را با دیگران مقایسه نکنید .
3- با خودتان صادق باشید .
4- نهایت سعی و تلاش خود را در استفاده از توانائی های خود کنید .
چگونه سلامت روان خود را حفظ کنیم ؟
عقل سالم در بدن سالم است . هر دوی اینها در یک سیستم پیچیده با هم کار می کنند .
برای حفظ این تعادل موارد زیر را رعایت کنید ،
1- از استعمال الکل و مواد مخدر خودداری کنید .
2- سیگار نکشید ( اگر می کشید آن را ترک کنید ) .
3- به طور منظم ورزش کنید .
4- یک رژیم غذایی متعادل داشته باشید .
5- به اندازه ی کافی استراحت کنید .
6- و روش های آرام سازی را بیاموزید .
درمان هم وجود دارد !
اگر احساس می کنید نیاز به کمک دارید خجالت نکشید ، هر چه زودتر از متخصصان کمک بخواهید . دوره های مشاوره ، گروه های خودیاری و داروهایی که پزشک معالج تجویز می کند می تواند در درمان اختلالات روانی مؤثر باشد . از پزشک عمومی ، مراکز مشاوره ی خصوصی ، بهزیستی ، مددکاران اجتماعی ، مشاوران ، روانکاوان ، روان شناسان و متخصصان روان پزشکی کمک بخواهید .
دقت کنید !
بیماری روانی مشکلی است که می تواند گریبانگیر هر کسی بشود . پس به خاطر داشته باشید که کمک کردن از علامت های قوت است نه ضعف !احساسات ظرف چند دقيقه می آيند و می روند اما خلق و حالت ، وضعيت عاطفی پايداری است كه برای ساعت ها و يا روزها ، به منظره ی جهان رنگ می بخشد . شايد شما به اين تعاريف توجه زيادی نداشته باشيد ؛ اما اين مسائل در زندگی روزمره ی شما تأثير چشمگيری دارند . مردم به صورت های مختلف و در كشورهای متفاوت ، روش هايی را برای تغيير حالشان به كار می برند . سرگرم كردن خود ، تلاش برای رفع مشكل ، خوردن ، عبادت ، نماز و خريد .
روش های مشكل نگر
مؤثرترين روش براي دور كردن حالت بدخلقی و يا غم ، در درجه ی اول تغيير علت به وجود آورنده ی آن است البته به شرطی كه بدانيد چه چيز شما را ناراحت كرده و چرا . بسياری از حالات بد به دليل از دست دادن يا شكستن در كار يا ارتباطات صميمانه است و محققان سؤالاتی را كه بايد پرسيده شود شامل اين موارد می دانند : « چه كار می توانم انجام دهم كه شكست را جبران كنم ؟ » ، « برای جبران از دست دادن يك ثروت يا دوست ، چه كار می توانم انجام دهم ؟ » اگر امكان دارد اقدام كرده و آن را حل كنيد . گزارش را دوباره بنويسيد . از دوستی كه احساسات او را جريحه دار كرده ايد ، عذرخواهی كنيد . به والدين تان بگوييد كه در مورد دعوايی كه داشتيد ، احساس بدی داريد . اگر نمی توانيد كاری انجام دهيد ، در اين صورت آنچه اتفاق افتاده را بپذيريد و به كارهايی توجه داشته باشيد كه دفعه ی بعد به شيوه ی ديگری انجام خواهيد داد .
روش های مبتنی بر احساسات و عواطف
اگر نمی توانيد مشكل مربوط به احساس ترس را حل كرده يا آن را تشخيص دهيد ، در اين صورت بهترين راه حل ، تمركز بر تغيير احساسات منفی تان است . به طور مثال سعی كنيد كه يك هدف به سرعت قابل دسترس را تعيين كنيد كه بتواند موجب تقويت روح تان و با يك موفقيت كوچك باشد . تميز كردن كمد و قفسه ها ، جمع و جور کردن وسایل و فایل های روی میزتان و یا نوشتن نامه به کسانی که خیلی وقت است از آنها خبر ندارید . انتخاب بعدی می تواند تحرک و فعالیت باشد . در مطالعات مربوط به تعدیل و تنظیم خلق و خو ، ورزش و تحرک بدنی مستمر ، تنها راهکار مؤثر برای از بین بردن احساسات بد است . به طور مثال : مطالعات گوناگون این مسأله را تأیید می کند که فعالیت های آیروبیک مانند پیاده روی یا تند راه رفتن به طور قابل توجهی موجب بهبود حالات خلقی می شود . اگرچه انسان وسوسه می شود که در هنگام کسالت و بی حوصلگی خود را از سایرین دور کند اما بهتر است که این کار را به تعویق بیندازد . تحقیقات نشان می دهد ایده ی خوبی نیست وقتی احساس بی حوصلگی می کنید عبوس و ترشرو شوید ، بلکه وانمود کنید که اوضاع عوض شده ، وقت تان را با سایرین بگذرانید ، زیرا دوستان شما اغلب می توانند به بهود حالت شما با ارائه ی نقطه نظرات خود کمک کنند .
7 قدم به سمت خوش اخلاق شدن
1) برجسته سازی موارد مثبت : به بخش هایی از زندگی تان فکر کنید که خوب پیش می روند ، نه آنهایی که شما را آزار می دهند . ![]()
2) موفقیت های گذشته را مرور کنید : قبل از ایجاد انگیزه در خودتان برای پیشبرد بیشتر امور در آینده ، آنچه انجام داده اید را به خودتان یادآور شوید . ![]()
3) عبادت کنید : انجام امور دینی و مذهبی ، بیشترین تأثیر را در رهایی از اضطراب و افسردگی دارد . ![]()
4) به موزیک گوش دهید : با توجه به این که شکل های بسیاری از خلاص شدن از حالات بد وجود دارد ، این کار حداقل و به طور موقتی ، یکی از رایج ترین و مؤثرترین موارد برای تقویت خلق و خو است . ![]()
5) ورزش کنید : ورزش از بهترین راههای تغییر حالت بد انسان ، افزایش انرژی و کاهش فشار و استرس است . ![]()
6) تأکیدتان بر آینده باشد : اگر چه نمی توانید گذشته را دوباره بنویسید اما می توانید از آن درس بگیرید . ![]()
7) رفتار شاد داشته باشید : لبخند زدن و داشتن چهره ی شاد موجب از بین رفتن مشکلات نمی شود اما به بهبود حالت و خلق کمک می کند . ![]()
اگر كودكي با انتقاد زندگي كند ، مي آموزد كه محكوم كند .
اگر كودكي با عناد و دشمني زندگي كند ، مي آموزد كه ستيزه جو باشد .
اگر كودكي با ترس زندگي كند ، مي آموزد كه بهراسد .
اگر كودكي با ترحم زندگي كند ، مي آموزد كه احساس بدبختي كند .
اگر كودكي با تمسخر زندگي كند ، مي آموزد كه متزلزل باشد .
اگر كودكي با حسادت زندگي كند ، مي آموزد كه حسود باشد .
اگر كودكي با شرمندگي زندگي كند ، مي آموزد كه احساس گناه كند .
اگر كودكي با آگاهي از توانائي هايش زندگي كند ، مي آموزد كه اعتماد به نفس داشته باشد .
اگر كودكي با عشق بدون قيد و شرط زندگي كند ، مي آموزد كه عشق بورزد .
اگر كودكي با تاييد زندگي كند ، مي آموزد كه خويشتن را دوست بدارد .
اگر كودكي با بينش و شناخت زندگي كند ، مي آموزد كه در زندگي هدف داشته باشد .
اگر كودكي با تعاون زندگي كند ، مي آموزد كه سخاوتمند باشد .
اگر كودكي با صداقت و انصاف زندگي كند ، مي آموزد كه راستگو و درستكار باشد .
اگر كودكي با احساس امنيت زندگي كند ، مي آموزد كه به خود و اطرافيانش اعتماد داشته باشد .
اگر كودكي با دوستي و مهرباني زندگي كند ، مي آموزد كه زندگي را زيبا ببيند .
اگر كودكي با بردباري زندگي كند ، مي آموزد كه صبور باشد .
اگر كودكي با تشويق به جا زندگي كند ، مي آموزد كه قدرداني كند .
و اگر شما با آرامش زندگي كنيد ، كودك شما مي آموزد كه بدون اضطراب زندگي كند .
راستي كودك شما چگونه زندگي مي كند ؟عشق راهي براي ابراز احساسات است ، اما براي ابراز عشقتان نبايد حتما منتظر مناسبات و فرصت هاي خاص باشيد . با به كار بستن اين عادات ساده اما مهم در زندگي خود ، رابطه ي عشقي تان را بيش از پيش رونق بخشيد تا شما نيز جزء زوج هاي خوشبخت به حساب بياييد .
1) حداقل روزي يك بار به همسرتان بگوئيد « دوستت دارم » . مطمئن باشيد كه همسرتان به شنيدن اين كلمات نياز دارد .
2) مسائل پيش پا افتاده را جدي نگيريد . مي توانيد اجازه دهيد كه عادات بد همسرتان اعصابتان را به هم بريزد و اذيتتان كند . مي توانيد هم اين عادات را بپذيريد و براي بهبود وضعيت تلاش كنيد . آيا همسرتان عادت دارد در خميردندان را موقع مسواك زدن باز بگذارد ؟ خميردندان تان را جدا كنيد . آيا شوهرتان عادت دارد لباس هايش را در همه جاي خانه پخش كند ؟ توجه نكنيد ، يا اگر هم خيلي اذيت تان مي كند آنها را جمع كنيد ، و هميشه به خاطر داشته باشيد كه در قبال اين گذشت شما ، همسرتان هم كارهاي فوق العاده اي برايتان خواهد كرد .
3) وقتي عصباني مي شويد ، كمي صبر كنيد . وقتي هر دوي شما عصباني هستيد ، اصلا با هم صحبت نكنيد . چند دقيقه صبر كنيد ، بيرون رفته و كمي قدم بزنيد ، يا روي تخت دراز بكشيد . براي مدتي از همديگر دور شويد . يك مكث كوتاه به هر دوي شما اين امكان را مي دهد كه به جاي ناراحت كردن و رنجاندن همديگر ، عاقلانه در مورد چيزي كه موجب ناراحتي تان شده است با يكديگر صحبت كنيد.
4) هيچ وقت از اسرار و ضعف هاي همسرتان عليه او استفاده نكنيد . آنچه كه به نظر غير مهم ، جزئي و پيش پا افتاده مي آيد ممكن است در نظر همسرتان بسيار جدي و پر اهميت باشد . بايد تشخيص دهيد كه چه چيز براي همسرتان مهم است و به هيچ عنوان در مورد آن با دوستانتان ، مادرتان ، خانواده ي همسرتان و يا هيچ كس ديگر صحبت نكنيد . همچنين سعي نكنيد موقع دعوا آن مسائل را به رخ او بكشيد . يك رابطه ي عاشقانه رابطه اي است كه طرفين بتوانند به همديگر اعتماد كنند و رازهاي دروني شان را براي هم مطرح كنند .
5) اول به همسرتان فكر كنيد . اگر هر دوي شما اين كار را انجام دهيد ، مطمئن باشيد رابطه اي بسيار لذت بخش در انتظارتان خواهد بود . تا مي توانيد در جواب درخواست هاي همسرتان پاسخ مثبت بدهيد و تلاش كنيد كه زندگي را براي او راحت تر كنيد و مطمئن باشيد او نيز همين كار را براي شما خواهد كرد .
6) به همسرتان احترام بگذاريد . به هيچ عنوان در مورد همسرتان پيش كسي بدگويي نكنيد . وقتي در مورد او صحبت مي كنيد ، بگذاريد عشق و احترام شما براي همه آشكار شود .
7) هر روز زماني را به با هم بودن اختصاص دهيد . ببينيد چه كاري براي هر دوي شما بهتر است ، با هم غذا بخوريد ، با هم براي قدم زدن بيرون برويد و كارهايي از اين قبيل . حتي مي توانيد كارها را با هم مخلوط كرده و برنامه تان را متنوع كنيد . اگر يكي از شما در مسافرت به سر مي برد ، شب ها به همسرتان زنگ بزنيد و صدايش را بشنويد . فقط مهم اين است كه زماني را كنار هم بگذرانيد .
يادتان باشد ، هر چه بيشتر براي رابطه تان وقت بگذاريد ، بيشتر عايدتان مي شود . بگذاريد عشق و عاشقي بخشي از زندگي روزانه ي شما را از آن خود كند .
روزي خواهيم فهميد ، ولي شما امروز دريابيد ، چه بسيار از روح هاي بسيار كوچك كه در پشت نام هاي بسيار بزرگ ، مخفي مانده بودند ! و چه بسيار روح هاي بسيار بزرگي كه در پشت نام هاي بسيار كوچك ، پنهان گشته بودند .
مواظب عوام فريبان باشيد كه محبت قدرت را به جاي محبت خدمت برگرفته اند و هيچ نمي دانند و نمي يابند كه دلباخته ي قدرت هستند و دلباخته ي خدمت نيستند .
خودشناسي ، دري است كه مستقيم به بهشت دل گشوده مي شود .
خود را باور كردن ، بالاترين نيروهاست .
عالم ، بهشت معجزه هاست ! چشم بگشا كه در آن مي توان بي نهايت معجزه را تماشا نمود .
پذيرفتن عيوب خويش ، بالاترين هنرهاست ! زيرا تنها در اين صورت مي توانيم عيوب خويش را مرتفع سازيم .
اين مهم را از ياد نبريد ؛ ظلمت را با جلوه و نور بكُشيد ، نه با ضربه و زور .
اگر به آفتاب بينديشيد ، آفتاب خواهيد شد و اگر به شمع بينديشيد ، شمع خواهيد شد .
شناخت ، دروازه ي بهشت است .
هيچ مكاشفه اي را ، با ارزش تر از كشف عيوب خويش نديده ام .
بهشت از جنس دل ماست !
تنهاترين انسان ، كسي است كه خود را نمي شناسد .
نور ، با چشم شناخته مي شود و مهر ، با دل .
به قدري كه به تحسين ديگران نياز داري ، از غناي روحي خود بي بهره هستي .
مهم اين نيست كه ديگران ما را چگونه مي شناسند ، مهم اين است كه ما خودمان را چگونه ساخته ايم .
بكوش كه در خود اثر بگذاري ، نه در تاريخ ، آنكه در خود اثر مي گذارد ، خود به خود اثرش در تاريخ مي ماند .
آن كه مي خواهد ، سرور ديگران شود ، معلوم مي شود كه سروري جانش را از دست داده است .
شناختن صياد خود ، از برترين سعادت هاست .
از اين راه دنيا تا آن بهشت گمشده ي ما هيچ فاصله اي نيست ، جز يك آيينه ي دل .
اي جهانيان ! اگر طعمه ي شكارچيان خود نشويد ، آنها خود از گرسنگي مي ميرند .
آن كه خود را مي بيند ، هرگز حق را نمي بيند .
وقتي دريابي كه تو كيستي ، جهان بي درنگ خواهد گفت كه من چيستم .
خود را بشناسيد تا چگونه زندگي كردن را بياموزيد .
هر كس به لذت معرفت برسد لذات ديگر را كوچك خواهد شمرد .
خودشناسي يعني انسان ، آفريدگارش را بشناسد و بداند كه چرا آفريده شده و به كجا مي رود و ارزش هاي بي پايانش را دريابد و آفات دلش را دفع بكند و به شكوفايي آن بپردازد .
هر كس خود را بشناسد ، زندگي را خواهد شناخت . و شناختن زندگي ، تمام خوشبختي هاست .
تنها افرادي زنده هستند كه خود را مي شناسند ، هيچ چيز مثل خود فراموشي ، دل را افسرده و ويران نمي كند .
هر چه دنيا را بيشتر نافرماني كنيم ، زيادتر براي ما مهربان مي شود ! اين هم يكي ديگر از صفات منحصر به فرد دنياست !
كسي كه جانش ، جوان و آباد است ، پيري جسم قادر نيست كه او را وحشت زده كند و از پاي درآورد .
شيريني زندگي ما ، به اندازه ي شيريني درون ماست .
من كيستم ؟! هيچ سؤالي سعادت آفرين تر از اين نيست .
با كسي كه اشتباه خود را نمي پذيرد ، هرگز همراه نشويد ، آن كه اشتباه خود را نمي پذيرد ، از هر بت ديگري خطرناك تر است .
زيبارويان ، هميشه شكوهمندترين سخنان خود را در برابر آيينه ها مي گويند و انسان هاي كامل در برابر آيينه هاي خودشناسي .
آنان كه روح كوچك دارند ، معايب ديگران را مي جويند و آنان كه روح بزرگ دارند ، معايب خود را .
زماني كه ديديد ، تك تك موجودات اين كيهان را با تمام وجود دوست مي داريد ، به خوشبختي عظيم خود رسيده ايد . خوشبختي ابدي اين است و بس .
خوشبختي هر روز مي آيد ، در « خانه ي زندگي » انسان را مي زند ، ولي افسوس كه او ناشنواست ، آواي خوشبختي را نمي شنود ، تنها صداي پول را مي شنود .
چرا ماهيان دريا ، آب را نمي شناسند ؟ زيرا در زندگي آن ها چيزي جز آب زلال وجود ندارد ! چرا سعادت را نمي شناسيم ؟! زيرا در اين عالم چيزي جز سعادت وجود ندارد .
خوشبختي ، يك واژه است كه اسرار آن تويي ، تو خوشبختي ، يك بارقه است كه انوار آن تويي ، تو .
تنها چيزي كه زيباتر از خوشبختي است ، چهره ي انسان است ، اكنون كه چهره ي او زيباتر از خوشبختي مي باشد ، بنگر كه زيبايي روح او چگونه است ؟
خوشبختي ، يعني لطمه نزدن به خوشبختي ديگران .
خوشبختي ، يعني حسد نبردن به خوشبختي ديگران .
خوشبختي ، علامت ضربدر است بر روي سه واژه : حرص ، جهل ، يأس .
خوشبختي همچون آبرنگ است ، آبرنگي كه با آن خانه ي اميد خود را نقاشي مي كنيم .
تنها دو شخص بدبخت داريم ، كسي كه چگونه انسان شدن را ياد نمي گيرد و كسي كه از خوشبختي ديگران لذت نمي برد .
خوشبختي ما ، تجسمي از آن مجموعه تكاليف ماست كه آگاهانه و مشتاقانه انجامش مي دهيم .
جستجوگري مي گفت : چگونه خوشبخت شوم ؟! گفتم : خوشبخت شدن ، چگونه زيستن است ، نه صرف زيستن .
به خوشبختي ديگران بينديشيد ، تا آسمان نيز به خوشبختي شما بينديشد .
خوشبخت كسي است كه از انديشيدن لذت مي برد .
هر كس ابديت را نيابد ، هرگز نمي تواند احساس خوشبختي كند . زيرا دنيا را آخرين حظ خود مي پندارد .
واژه ي « من نمي توانم » كاخ خوشبختي ما را ويران مي كند .
خوشبخت گشتن ، چندان هم سخت نيست ! تنها كافي است به آن هايي شبيه شويم كه شفاف شده اند .
خوشبختي ، تنها در آن كس را مي كوبد كه هر چه پيرتر مي شود انديشه اش زيباتر مي گردد .
خوشبخت ، كسي است كه در تجلاي قلب خود زندگي مي كند ، نه در تمناي بطن خود .
تا مهرباني را نياموخته ايم ، چراغ خوشبختي ما هرگز افروخته نخواهد شد .
اين همه در پي خوشبختي ندويد و فرسوده نشويد ، برگرديد ، برگرديد كه خوشبختي از جنس خوبي است .
تنها با مدادرنگي محبت ، مي توان خانه ي خوشبختي را نقاشي كرد و تا ابد در آن آساييد .
طهارت ، تمام سعادت است . ماهيان هر چه هم شگفت انگيز باشند ، آيا مي توانند در درياي آلوده خوشبخت بشوند ؟
سعادت ما انسان ها ، در ميان لبخند محرومان پنهان مانده است ، پس هر چه مي توانيد ، لبخند اميدواري را در رخسارشان بشكوفانيد .
سعادتمند كسي است كه قدرت چشيدن حلاوت حقيقت را به دست آورده باشد .
محبت ، پرنده ي خوشبختي است . پس چرا انسان ها اجازه نمي دهند كه اين پرنده ي خوشبختي به شهرهايشان بازگردد ؟!
ما انسان ها زماني خوشبخت خواهيم شد كه اين دل ما بتواند لبخند بزند ، و دل ما لبخند نخواهد زد ، مگر آنكه پاك و تابنده شود .
خوشا به حال شما كه چشمانتان از مهر و وفا لبريز است . آيا خوشبختي جز محبت چيز ديگري است ؟
اگر كسي را نيازاري هميشه بياسايي .
خوشبختي ديگران را باشكوه ترين نعمت خود بدانيد .
به سرنوشت ديگران ، بيشتر از سرنوشت خود حساس باشيد تا خوشبخت شويد .
اگر به سعادت زمينيان بينديشيد آسمانيان نيز به سعادت شما مي انديشند .
هيچ چيز مثل حكمت ، عدالت و محبت ، جامعه را سعادتمند نمي كند .
دل پاك ، صدف است و خوشبختي مرواريد آن .
اگر از خوشبختي ديگران لذت ببري ، بدان كه خود قبل از آن ها ، از تماميت خوشبختي برخوردار هستي .
بي ترديد ، انساني كه « مهر خداوندي » دلش را تسخير نموده باشد ، سرانجام تمام خوشبختي هاي شكوهمند را تسخير خواهد كرد .
چرا بعضي ها با آنكه همه چيز دارند خوشبخت نيستند ، ولي برخي ديگر با آنكه چيزي ندارند ، خوشبخت هستند ؟!
اي انسان ! زندگي زيباتر از خوشبختي است ، اكنون كه اين زندگي را داري چرا خوشبخت نيستي ؟
خوشبختي در انسان مثل آب در درياست ، ولي اگر آب دريا نخروشد بلكه منجمد شود ، در اين هنگام دريا ديگر وجودي ندارد .
انسان ، زماني نيكبخت مي شود كه به چيزي بپردازد كه براي آن ساخته شده است .
خوشبختي ، « كتاب » است و شناخت انسان « تفسيرش » .
پرنده ي خوشبختي ، هميشه در حال پرواز است ، ولي هنگامي كه سايه اش مي خواهد بر سر انسان فرو بيفتد ، او در زير خيمه هاي جهالت خود به سر مي برد !
ناكامي انسان ها ، از اين روست كه خوشبختي را از كسي مي خواهند كه خودش ، چهار اسبه دنبال خوشبختي مي تازد .
خوشبختي بلبل ، به اندازه ي زيبايي گل اوست .
تا خودت نويسنده ي كتاب خوشبختي خود نباشي ، هرگز نمي تواني خوشبخت بشوي .
اگر ما « بدبختي ها » را به جاي « خوشبختي ها » بر نمي گرفتيم خوشبخت مي شديم .
خوشبختي هر كس به اندازه ي وسعت دل اوست ، و وسعت دل ما به اندازه ي خودشناسي ماست .
ماهيت خوشبختي ما ، تجسمي از خوراك جسم و جان ماست . از اين رو امروز هر چه مي خوري ، فردا همان خواهي شد .
براي به دست آوردن سعادت ، با همه كس دوستي كرده ايم ، آيا وقت آن نرسيده است كه با آفريننده ي شادي ها هم دوستي كنيم ؟!
خوشبختي كلمه است و نيروي بيكران انسان ، معناي آن .
بايد « درد انسان ها » را همچون « درد خودمان » احساس كنيم كه اگر چنين بوديم همه خوشبخت مي شديم .
كسي كه « پول دوست » شد بايد از خوشبختي خداحافظي كند .
پرسيد : بدبختي و خوشبختي چيست ؟! گفتم : كسي كه لذت ، هدف اوست ، بدبخت مي باشد و كسي كه خدمت ، هدف اوست ، خوشبخت است . با شكوه ترين انسان كسي است كه خدمت هدف اوست ، نه لذت .
« توبه و پشيماني » مجوزي است براي ورود به شهر خوشبختي .
يكي از رموز خوشبختي اين است كه با كساني همنشين شويم كه وقتي شيوه ي رفتارشان را مي بينيم از كارهاي ناپسند خود شرمگين شده و برگرديم ، آن گاه گذشته را جبران كنيم .
عاقل ، هميشه خوشبخت است . زيرا هرگز دوري حق را تحمل نمي كند .
انسان ، كتاب خوشبختي است ، ولي بايد آن را با ديده ي عقل خواند ، نه با ديده ي هوس .
اگر مي خواهيد كامياب تر از همه باشيد ، بيشتر از همه ، از خوشبختي ديگران لذت ببريد .
خوشبختي هر كس به اندازه ي زيبايي دل اوست و بدبختي هر كس به قدر تيرگي دل او .
تا از تماشاي خوشبختي ديگران لذت نبريد ، از تماشاي زندگي خود نيز لذت نخواهيد برد .
خوشبختي يكي از آن چيزهايي است كه از بخشيدن تمام نمي شود ، بلكه افزون مي گردد .
خوشبختي برخوردار شدن از تمامي خوشبختي هاي خود نيست ، بلكه برخوردار شدن از يك روح پاك و راضي است .
شخص خوشبخت كسي است كه به تمام انواع رفتارها مي نگرد ، آن گاه پاك ترين و بهترين آن ها را بر مي گزيند .
خوشبختي در انسان ، مثل شفافيت در الماس است . فقط بايد آن را در جان خود تيره نسازيم .
خوشبخت كردن ديگران ، تنها راهي است كه به خوشبخت شدن خود انسان منتهي مي شود .
اگر خوشبختي با پول قابل خريد و فروش بود ، اكنون تمام ثروتمندان خوشبخت بودند .
دانستن نكات زير درباره ي استفاده ي بهينه از رنگ ها براي حفظ سلامتي و آرامش خالي از فايده نخواهد بود .
براي لاغر شدن از بشقاب و روميزي آبي رنگ استفاده كنيد . رنگ آبي اشتها را كم مي كند .
رنگ سبز آرام بخش است و فشار خون را كاهش مي دهد .
اگر بي حوصله هستيد ، رنگ نارنجي را انتخاب كنيد . هنگام استحمام صبح گاهي از حوله و ابزار نارنجي استفاده كنيد ، رنگ نارنجي بي حالي شما را از بين مي برد .
اگر از كم خوني رنج مي بريد ، ميوه هاي قرمز رنگ مانند گيلاس ، توت فرنگي و گوشت قرمز مصرف كنيد .
افراد سالخورده لباس زرد رنگ بپوشند . غذاهاي زرد بخورند و رنگ زرد را در اطراف خود بجويند .
اگر كم خواب هستيد ، وسايل اتاق خواب را به رنگ بنفش درآوريد يا از چراغ خواب به رنگ بنفش استفاده كنيد . رنگ بنفش آرامش دهنده و خواب آور است .
اگر مشكلي پيش روي شماست ، از رنگ نيلي استفاده كنيد . رنگ نيلي كمك مي كند تا بهتر بينديشيد .
انسان هاي موفّق چه ويژگي هاي شخصيّتي دارند كه باعث مي شوند با شرايط بحراني برخورد سالم و سازنده داشته باشند و زندگي پرنشاط و شادي را تجربه كنند ؟
عمده ترين ويژگي هاي شخصيّتي اين افراد چنين است :
1- قدرت مهار : احساس قدرت مهار رويدادها ، از جمله ويژگي هاي انسان موفّق است. گرچه وقوع حوادث در اختيار ما نيست ، اما مهار و مديريت آن ها و سرانجام هدايت شرايط در مسير سازنده و تعالي بخش در اختيار ماست.
2- احساس ترحّم : انسان موفّق در برابر بحران فردي متعهّد و مسئوليت پذير است ، چون او به حقيقت باور دارد و جريان زندگي را هدفمند و متعالي مي داند.
3- تلاش و مبارزه : او با باور به اينكه رويدادهاي پيش آمده فرصتي براي رشد و تعالي اند ، خود را ملزم به تلاش و مبارزه در برابر حوادث و بحران هاي زندگي مي داند.
4- داشتن تفكّر مثبت : داشتن تفكّر مثبت به شما كمك مي كند كه گرايش هاي پوچ و غيرمنطقي خود را كشف و افكار و روش هاي سازنده را جايگزين آن ها كنيد. همچنين به شما كمك مي كند كه اعتماد به نفس خود را تقويّت كنيد.
پدربزرگي مي گفت : يادش بخير ، دوران كودكي من و هم نسلانم براي خودش جذابيت هايي داشت ؛ پرسه زدن در خاك و گل و بعد بازي هاي گروهي كمي بعد ورزش هاي مختلف و سرانجام فوتبال جزء جدانشدني زندگي هر روز ما بود . زمان گذشت و دوران نوجواني ما چونان رعدي در بهار آمد و بي خبر رفت ، كم كم پاي وسايل ارتباطي جديد به خانه ها باز شد ، ابتدا تلويزيون يك شبكه اي كه برنامه هايش را از بعد از ظهر شروع مي كرد و قبل از نيمه شب به اتمام مي رساند ، بعد شبكه هاي ديگر و شبانه روزي شدن اين رسانه و كمي بعد تر ماهواره و همزمان رايانه .
نوجوان امروزي ما باهوش است ، خيلي چيزها را مي فهمد ، روند آموزش را وارونه كرده است به گونه اي كه بزرگسالان را وادار كرده خودآگاه و ناخودآگاه از وي بياموزند ... اين ها كاركرد همين رسانه هاست و در اين باره نمي توان ترديد كرد اما ...
نشاط و شادابي نوجوان ديروزي را در چهره ي همسالان امروزيش كمتر مي توان يافت . از بازي هاي گروهي و تعامل مستقيم ميان دوستان خبري نيست و خانواده ها بيش از حد مراقبند كه دلبندانشان دست به سياه و سفيد نزنند كه شايد ...
كار با رايانه و اينترنت ، نشستن در گوشه اي و پيداكردن اطلاعات ، خلوتي بي تحرك لازم دارد و در درازمدت ممكن است نوعي انزوا ، خمودي و بريدن از جمع را براي فرد به ارمغان آورد و اين از دستاوردهاي منفي تكنولوژي و فن آوري زمانه ي ماست . به نظر مي رسد براي جبران كاستي هاي كار با رسانه ها بايد نوجوانان و حتي بزرگسالان را تشويق كنيم كه در حركت هاي گروهي ، تيم هاي ورزشي ، انجمن هاي علمي و تشكل هاي دولتي و غير دولتي عضو شوند تا از اين رهگذر كاستي هاي حركتي را جبران نموده و از اين راه تعامل به بخش مهمي از يادگيري مفاهيم ارتباطي كه فقط از راه ارتباط بين هم سالان ايجاد و تقويت مي شود دست يابند . اين موارد دستورالعمل نيست نوعي هشدار است . ابتدا براي خودم و سپس براي ديگران حتي اگر كساني آن را نپسندند و مخالفش باشند .
J خنده شاد ، يك بهار كوچك است و سينه پاك ، يك بهار بزرگ كه هيچ خزاني نمي شناسد .
J براي اينكه آيينه ام از دلتنگي در بيايد ، در برابرش لبخند مي زنم !
J شادي ها ، از جنس اميد ساخته شده اند .
J آنهايي كه يكرنگ نيستند ، هرگز به شادبودن و شادكردن نخواهند رسيد . J اگر گل ها ، ظاهر و باطنشان يكرنگ نبود ، هرگز نمي توانستند كه اين همه شادي كنند و شادي آورند .
J شادترين انسان كسي است كه خود را مي شناسد .
J شادكردن ، از شادبودن ، بسي شيرين تر است .
J گفت : چگونه به شادي برسم ؟! گفتم : شادي همچون عطر مي ماند تا گل نباشي از جانت نمي تراود .
J دوست داشتن يعني شادي هاي خود را به ديگري بخشيدن و براي دردهايش چاره انديشيدن ، نه اينكه در شادي هاي او شريك گشتن .
J اگر انسان هميشه نشاط جوانان و تجربه پيرمردان و معرفت حكيمان را به همراه داشته باشد ، سعادتمندترين انسان ها مي شود . زيرا نشاط انسان را خستگي ناپذير و تجربه او را فرزانه و حكمت هوشيارش مي كند .
J به جاي اينكه با هزاران لبخند زوركي ، يك لذت خيالي به وجود آوريم ، بياييم هميشه يك قلب پرنشاط داشته باشيم .
J براي زيبا ساختن افكار خود ، بيشتر از زيباساختن رخسار خود بكوشيد ، كه افزون تر از آن شادي مي بخشد .
J كامياب كسي است كه از شادي هاي ديگران ، مثل شادي هاي خودش ، لذت ببرد و هرگز شادي هاي نامشروع را نپسندد .
J مريض ، كسي است كه نمي تواند شادي هاي كوچك زندگي خود را ، به شادي هاي بزرگ زندگي تبديل نمايد .
J هيچ اكتشافي ، شادي بخش تر از كشف خويشتن خويش نمي باشد .
J تندرستي يكي از لباس هاي خوشبختي است ، آن را بپوشيد تا شهد شادي ها را بنوشيد .
J اكنون كه قدرت خداوند يكتا پايان ندارد ، پس شادي هاي انسان هم پايان ندارد .
J در زندگي خود كدامين را بيشتر مي پسنديد ؟! شاد بودن و يا شادكردن ؟! اگر مي خواهيد جاودانه شويد نه افسانه ، به شادكردن بيش از شادبودن بينديشيد .
J كساني كه شادي هاي كوچك خود را وا مي نهند و در پي شادي هاي بزرگ مي دوند ، سرانجام شادي هاي كوچك خود را نيز از دست مي دهند !
J وقتي به شادي هاي كوچك زندگي خود قانع مي شويد ، آنها خود به خود به شادي هاي بزرگ زندگي تبديل مي گردند . اين معجزه زندگي است !
زندگي ، تبسم كردن است ، نه تنفس كردن ، تبسم كردن به صداقت آئينه ها !
زندگي ، زيباتر از خوشبختي است.
امروز تو ، نقاش فرداي توست. حال بنگر كه در امروز خود ، فرداي خود را چگونه به تصوير مي كشي ؟
زندگي را دوست بدار. زيرا به تو مجال مي دهد كه از تماشاي ستاره هاي تاباني كه در فراز سرت مي درخشند ، سرشار از شادي و شعف شوي. زندگي را دوست بدار ، زيرا به تو مجال مي دهد كه لبخند روح افزاي غنچه ها را بنگري.
زندگي بلور است ، زماني دل انگيز و كامياب مي شود كه از عطر ناب پر شود ، نه از گرد و خاك.
گريستن در وقت نياز آرامش بخش ترين شربت زندگي ماست.
اعتدال زندگي است. روح اعتدال سالم ترين زندگي را ارزاني مي كند.
زندگي ، يك واژه نيست ، يك روح آگاه است كه به دل تو دميده مي شود ، تا دوباره ببيني ، آنچه را كه مي ديدي و از كنارش ساده مي گذشتي !
آن گل هايي كه به زندگي ديگران عطر مي پاشند ، هرگز خود نمي توانند كه از عطر خود بي بهره بمانند.
با شكوه ترين لحظه زندگي ، آشنايي با خويشتن خويش است.
زندگي چه شيرين مي شد ، اگر اين امروز خود را ، كليد طلايي آن گنجينه فرداي خود مي ساختي !
گل ها ، وقتي به دست باغبان چيده مي شوند ، به پايان زندگي خود نمي رسند ، بلكه به آغاز زندگي نوين خود مي رسند و در ظرف بلورين عطر ، زلال ترين تولد خود را جشن مي گيرند.
مگسان را با پاكيزگي بران و غم و حسرت خود را با پاكيزگي روح خود بزدا ! تا زندگي خود را بشكوفايي و جاودانه بياسايي !
هيچ چيز مثل عدالت مندي و شناخت زندگي ، فقر و افسردگي را نمي زدايد.
اگر يكديگر را نيازاريم ، زندگي زيباست !
هيچ چيز مثل محبت ، زندگي را گرم و شيرين نمي كند .
وقتي كه انسان زندگي را شناخت ، تمام منافع و ارزش ها را خواهد شناخت و خوشبختي مساوي است با شناختن زندگي .
تنها دوست داشتن ، زندگيست ، مابقي ضعف و خودپرستي است.
جاودانه ترين سودها ، يافتن سعادتمندترين انسان ها ، و مثل او زندگي كردن است.
هدف ، قلب زندگي است ، كه بدون آن چراغ زندگي خاموش مي شود.
اگر مي خواهي افسردگي را از خود دور كني به سوي يك هدف بزرگ و شيرين ، بتاز !
زندگي زماني دلپذيرتر مي شود كه به دوست داشتن بيش از درخواستن بينديشيم.
در تبسم عطرآگين هر گلي نگاشته شده : من از براي شادي تو خلق شده و زندگي مي كنم ، حال تو نيز براي شادي ديگران گام بردار و زندگي كن.
مشكلات زندگي ، تنها زماني مجال قدرت نمايي مي يابند كه نيروي خود را در مقابله با آنها ناچيز بشماري.
پاك زندگي كن تا صفاي زندگي را دريابي ، آيا مي داني كه زندگي بي صفا و بي هدف جز اضطراب ، چيزي نيست؟
زندگي ما به شكوه افكار ماست ، نه به شكوه اموال ما.
خردمندي يعني اعتدال ، اعتدال يعني زندگي ، زندگي يعني كاميابي.
لحظه هاي شيرين زندگي ، به رنگ مهر تو زيباتر مي شوند ، نه به رنگ پول تو.
آيا از ديدارها و خواستگاري هايي كه به برقراري ازدواج منجر نگرديده اند خسته شده ايد؟ اگر براي يافتن همسر مناسب خود كوشيده ايد اما به موفقيت چنداني دست نيافته ايد ممكن است وقت آن رسيده باشد كه در ديدگاهتان تجديدنظر كنيد. ما شما را با پنج اشتباه متداول زنان در عشق آشنا مي كنيم. اگر برخي از اين علل برايتان آشنا بود خود را سرزنش نكنيد. فقط عهد ببنديد كه براي بهتربودن ، تغييرهايي ايجاد كنيد.
£ اگر فكر كنيد كه عشق هرگز شما را پيدا نخواهد كرد حتماً چنين خواهد شد.
نوميدي هاي عاشقانه بسياري از زنان را متقاعد مي كند كه به صورت ذاتي چيزي درونشان وجود ندارد تا مورد محبت و توجه ديگران قرار بگيرند. براي مثال آنان مي گويند : « چه كسي حاضر مي شود با من ازدواج كند؟ مطمئنم كه تا آخر عمر تنها مي مانم. » آشكار است كه چنين زناني مانند همه سزاوار عشق اند اما آن ها مشخصه اي ترسناك دارند كه ممكن است سال هاي متمادي باعث تنها ماندنشان گردد. مي دانيد پيش گويي كام بخش يعني چه ؟!! يعني اينكه مسئله اي واقعيت مي يابد چون مردم انتظار واقعيتش را دارند و به گونه اي رفتار مي كنند كه باعث اتفاق افتادن آن بشوند. پيش گويي كام بخش مسري نيست اما نوعي بيماري موذي است كه سبب مي شود ارتباطات نهفته به سويي مخالف به حركت درآيد ؛ و هر قدر فردي بيشتر بگويد كه : « من هرگز عشقي نخواهم يافت » احتمال وقوع چنين انتظاري افزايش مي يابد. برعكس هر اندازه افق ديدگاه كسي روشن تر باشد ، پيش گويي آينده او روشن تر خواهد بود. اگر شما هم افكارتان از دريغ و افسوس پر شده است ، دست به كار شويد. هر روز چيزي دوست داشتني در مورد خودتان بنويسيد. اين كار به مرور زمان آسان تر خواهد شد. حتي مي توانيد با برخي از دوستان نزديك يا اقوام خود همفكري كنيد. آن ها مي توانند مسائلي را برايتان توضيح بدهند كه فكر مي كنند باعث خوشبختي شما مي شوند. علت اين تقاضاي خود را براي آن ها بيان كنيد ، آن ها از كمك كردن به شما خوشحال خواهند شد. هر گاه فكري منفي مي خواهد به ذهن تان حمله كند ، آن را با فكري مثبت جايگزين كنيد.
£ فكر بد بودن همه مردان را از ذهن و روح خود پاك كنيد.
نسل مردان خوب منقرض نشده است. آن ها هنوز به طور وسيع يافت مي شوند. نكته اين است كه بياموزيد مردي شايسته را هم تشخيص دهيد و هم بخواهيد. ما ياد مي گيريم كه الگوهاي مردانه اي را ملاك قرار دهيم كه در كنارمان مي بينيم. مانند : كاش مرد مهرباني مانند پدرم مي يافتم ، دايي من واقعاً مرد زندگي است ، كاش همسري مثل او داشتم ... ؛ يا برعكس مثل : پدرم فردي خشن است ، همه مردان همين طورند ... . كساني كه افكار منفي درباره مردان دارند ، در زندگي خود مشكل دارند. تفكرات وسواسي دارند ، قرباني طلاق و خيانت و رهاشدگي و غيره اند. پس تفكرتان را تغيير دهيد.
£ عشق مترادف با افسار به دست گرفتن نيست.
اينكه از شريك زندگي خود بخواهيد 24 ساعت روز و 7 روز هفته با شما باشد واقع گرايانه و منصفانه نيست. با اين حال ، بسياري از زنان اگر مردشان نيازهايي داشته باشد ( كارها و يا خلوت هاي مردانه ) كه نتوانند به آن ها جامه عمل بپوشانند ، احساس دل شكستگي و تنهايي مي كنند. زن و شوهرهاي شاداب به يكديگر اجازه رشديافتن و نفس كشيدن مي دهند و وقتي كه به هم مي رسند ، مجبور خواهند بود مقدار بيشتري را با يكديگر تقسيم كنند.
£ مرتكب عهدشكني عاطفي نشويد.
اين مسئله حياتي است كه شريك زندگي تان فردي باشد كه شما در مورد او با نزاكت و مهرباني رفتار كنيد. اگر تمامي لطيفه هاي مورد علاقه يا داستان هاي روزهاي بد گذشته خود را براي يكي از دوستان و يا همكاران خود تعريف كنيد ، وقتي به خانه بر مي گرديد ، براي شوهرتان چه چيزي باقي خواهد ماند ؟ اگر شما وقت و انرژي خود را با فرد ديگري صرف كنيد ، به طور بالقوه به رابطه خانوادگي خود لطمه خواهيد زد.
£ اگر فكر مي كنيد كه هميشه حق با شماست ، در اشتباهيد.
اگر شما يا شوهرتان هرگز نتوانيد اشتباه خود را بپذيريد ، ممكن است به كاميابي هاي كوچكي دست پيدا كنيد ، اما هرگز رضايت واقعي را به دست نخواهيد آورد. معذرت خواهي نشانه ضعف نيست. عشق يعني اينكه مجبور شويد از خودگذشتگي كنيد و گاهي بگوييد كه اشتباه كرده ايد و متأسفيد.
اگر مي خواهيد فرزندتان به حرفتان گوش بدهد ، بايد زمينه ي مناسب را پي ريزي كنيد تا مطمئن شويد كه او به شما گوش خواهد داد . او بايد اطمينان داشته باشد كه آنچه مي گوئيد به نفع خودش است ، و اين هنگامي ممكن مي شود كه قبل از آن كه جمله اي سرزنش آميز بر زبان شما جاري شود ، رابطه اي قوي ، اطمينان بخش و پرمحبت ميان ما و او برقرار باشد . شما بايد فرزندتان را مريد خود خود كنيد .
فكرتان را متوجه فرزندانتان سازيد ، يعني براي او وقت صرف كنيد و به حرف هايش گوش دهيد . وقتي فرزند سه ساله تان از مهد كودك به خانه مي آيد و كلمه كلمه درباره ي آنچه در آن روز گذشته حرف مي زند ، شما خسته ايد و با خود فكر مي كنيد : « اين حرف ها بي اهميت است . » مواظب باشيد تا توجه تان را به چيزهاي ديگر معطوف نكنيد . سعي كنيد از خودتان فراتر برويد و به حرف هايش گوش بدهيد .
اگر شما بر اين باوريد كه آنچه براي بچه هايم مهم است ضرورتاً براي من مهم نيست ، مي توانيد مطمئن باشيد كه روزي فرا خواهد رسيد كه فرزندتان اين پيام را به شما خواهد رساند : « آنچه براي تو مهم است ، ضرورتاً براي من اهميت ندارد . »
همين كه پايه ي شاگرد و معلمي خودتان و فرزندتان را ريختيد ، آن را حفظ كنيد و با كمك نكاتي كه بيان مي كنيم ، نظم مفيدي در فرزندتان ايجاد كنيد .
{ براي فرزندتان الگو باشيد
اغلب بچه ها ، الگوهاي انضباطي را در منزل شان مي بينند . موقعي كه نسل هاي مختلف با همديگر زندگي مي كردند ، بچه ها مي ديدند كه والدين شان به حرف هاي پدر و مادربزرگشان گوش مي دهند .
امروز ، شما نيز بايد از بزرگسالان حرف شنو باشيد .
وقتي والدين تان به منزل تان مي آيند ، اطمينان حاصل كنيد تا فرزندتان احترام و حرمت شما را نسبت به آنها ببينند .
{ با انصاف باشيد
اطمينان حاصل كنيد كه تنبيه با كار خلاف او همخواني داشته باشد و به طور عادلانه اي اجرا بشود . وظيفه اصلي والدين آماده كردن فرزندان شان براي زندگي است ، به همين خاطر تنبيه نيز بايد نتيجه كار خلاف باشد . علاوه بر اين ، چنين روشي هر نوع رنجشي را نيز در بچه ها از بين مي برد . چون تنبيه نتيجه كار خلاف آنها بوده ، بدون آن كه والدين بيش از حد دخالتي داشته باشند .
{ وعده ندهيد
هرگز و هرگز به فرزندتان وعده ندهيد . هيچ چيز به اندازه ي وفا نكردن به وعده اي كه داده ايد ، اعتبارتان را از بين نمي برد . وعده تان هر قدر كوچك نيز باشد ، فرزندتان آن را از ياد نمي برد . به جاي وعده دادن به او بگوئيد : « سعي خواهم كرد ... » يا « اگر بتوانم ... » فرزندتان بنابر تجربه خواهد آموخت كه اين حرف ها بسيار با ارزش هستند .
{ دوستانه رفتار كنيد
اگر فرزندتان به خاطر وجود اشكال در بي نظمي ، انضباط را مي پذيرد ، درك نامناسبي از نظم دارد . با او آرام و دوستانه رفتار كنيد . نگذاريد مدت زيادي بگذرد تا نسبت به رفتار منفي او عكس العمل نشان بدهيد . اگر احتياج به زمان داريد تا تنبيه مناسبي در نظر بگيريد ، كمي صبر كنيد تا خونسردي خود را به دست بياوريد ، سپس دست به اقدام بزنيد .
¶ شريكي براي زندگي ات انتخاب كن كه در موفقيت ها و سختي هاي راه همراهت باشد تا همراه هم زندگي را بسازيد ، نه اينكه چشم به داشته هايت بدوزد و تنها مصرف كننده آن باشد .
¶ تو نمي تواني از چيزي كه نمي تواني آن را فراموش كني ، چشم بپوشي .
¶ بسياري از مردم براي اين نمي توانند با هم مهربان باشند ، چون از هم مي ترسند . و براي اين از هم مي ترسند ، چون همديگر را نمي شناسند ، و براي اين همديگر را نمي شناسند ، چون روابط صميمانه اجتماعي از بين رفته است .
¶ در محيط كاري اي كه صميميت و مهرباني حكمفرما است ، ايده هاي نو كارساز خواهد بود .
¶ فرمول يك تجارت موفق اين است كه با مشتري مثل يك مهمان گرانقدر رفتار كنيم .
¶ بيماري اي كه بيش از هر بيماري ديگر به سلامت آدمي آسيب مي رساند و هيچ علاجي هم براي آن كشف نشده ، افكار منفي است . افكار منفي اهداف ، آرزوها ، روابط و تلاش و كوشش را نابود مي كند . اما تنها خودتان راه علاجش هستيد و مي توانيد از آن پيشگيري كرده ، درمانش كنيد و مانع پيشرفت اين بيماري شويد . تنها افكار مثبت شما .
¶ هر روز ، روز خوبي براي شماست چرا كه فرصتي است تا تجربه ديگري در زندگي تان كسب كنيد .
¶ اگر دو خرگوش را دنبال كنيد ، هر دويشان فرار خواهند كرد . اگر در خلاف جهت باد حركت كنيد ، هرگز موفق به گرفتن آن نمي شويد . پس : بدانيد كه براي موفقيت بايد بر هدف خود تمركز كنيد چرا كه تقسيم تمركز به تقسيم موفقيت مي انجامد . و براي كسب موفقيت ، راهش را بشناسيد و اگر مي خواهيد به نتيجه مطلوب نائل آييد ، با شناخت كافي پيش برويد .
¶ اگر زندگي يك پرتقال در دستتان نهاد ، آن را پوست بكنيد و به دنبال دوستي باشيد تا با او قسمت كنيد .
تمرين شماره 1 – كتابی را انتخاب كنيد ، يك صفحه از آن را در نظر گرفته و تعداد كلمات موجود در هر پاراگراف را بشماريد . يك بار ديگر اين كار را تكرار كنيد تا مطمئن شويد كه شمارش را درست انجام داده ايد . در ابتدای كار با يك پاراگراف شروع كنيد و هنگامی كه اين تمرين برای شما آسان تر شد ، تمام كلمات يك صفحه را بشماريد . شمارش را به طور ذهنی و با حركات چشم هايتان انجام دهيد .
تمرين شماره 2 – در ذهن خود از يك تا صد را برعكس بشماريد .
تمرين شماره 3 – در ذهن خود از شماره صد ، سه تا سه تا بشمريد و كم كنيد .
تمرين شماره 4 – يك كلمه و يا يك طرح ساده را انتخاب كنيد و آن را به مدت پنج دقيقه در ذهن خود تكرار كنيد . هنگامی كه توانستيد بهتر و آسان تر تمركز كنيد ، سعی كنيد اين كار را برای مدت ده دقيقه انجام دهيد بدون آن كه تمركز حواس خود را از دست بدهيد .
تمرين شماره 5 – يك ميوه مثلا يک سيب را برداريد و از همه طرف به آن نگاه كنيد . تمام حواس خود را بر روی آن متمركز كنيد و به چيز ديگری غير از سيب فكر نكنيد . وقتی به سيب نگاه مي كنيد به چگونگی رشد آن و يا ارزش غذايی آن و يا حتی مغازه ای كه آن را خريده ايد فكر نكنيد ، بلكه فقط و فقط به خود سيب فكر كنيد . به آن نگاه كنيد ، آن را ببوئيد و لمس كنيد .
تمرين شماره 6 – همانند تمرين قبل عمل كنيد با اين تفاوت كه اين بار چشمانتان بسته باشد . در ابتدا تمرين شماره پنج را به مدت پنج دقيقه تكرار كنيد و سپس به انجام اين تمرين بپردازيد . چشمان خود را ببنديد و سعی كنيد طعم ، رنگ و بوی ميوه را احساس و تصور كنيد و هر چه می توانيد اين تصوير را در ذهن خود شفاف تر كنيد . اگر نتوانستيد اين كار را انجام دهيد ، چشمان خود را باز كنيد ، ميوه را نگاه كنيد و سپس تمرين را تكرار كنيد .
تمرين شماره 7 – يك شیء ساده ( قاشق ، چنگال يا ليوان ) را برداريد و بر روی آن تمركز كنيد . از همه طرف به آن نگاه كنيد بدون آن كه كلمه ای در ذهن داشته باشيد . سعی كنيد فقط به آن شیء نگاه كنيد بدون آن كه بر اسامی و يا كلمات مربوط به آن فكر كنيد .
تمرين شماره 8 – پس از آن كه در انجام تمرين قبل مهارت پيدا كرديد ، می توانيد اين تمرين را انجام دهيد . شكل هندسی كوچكی ( مثلث ، مربع يا دايره ) را بر روی كاغذ رسم كنيد و آن را به رنگ دلخواه درآوريد . سپس بر روی آن تمركز كنيد . فقط به آن شكل فكر كنيد و افكار نامربوط ديگر را از خود برانيد . سعی كنيد در طی تمرين به كلمات فكر نكنيد .
تمرين شماره 9 – مانند تمرين قبل عمل كنيد با اين تفاوت كه اين بار چشمانتان بسته باشد . اگر نتوانستيد شكل را به طور كامل مجسم كنيد ، چشمانتان را باز كرده ، چند دقيقه به شكل نگاه كنيد سپس چشمان خود را ببنديد و تمرين را ادامه دهيد .
تمرين شماره 10 – سعی كنيد حداقل برای مدت پنج دقيقه به هيچ چيز فكر نكنيد ، دقت كنيد وقتی كه تمرين های قبلی را با موفقيت به پايان رسانديد ، آن گاه نوبت به اين تمرين خواهد رسيد . در آن هنگام شما برای انجام اين تمرين آمادگی خواهيد داشت و قادر خواهيد بود برای مدتی معين به هيچ چيز فكر نكنيد . به زودی اين كار برای شما آسان و آسان تر خواهد شد.
آنچه زنان بايد بدانند
¯ از مرد ايراد نگيريد بلكه با جمله های مثبت صحبت كنيد و توانایی های او را بدانيد .
¯ از او بخواهيد تا مشكل شما را حل كند ، او از اين كار لذت می برد .
¯ توانمندی و قدرت آنان را زير سوال نبريد .
¯ اگر به مردان اعتماد كنيد بسياری از كارها را انجام خواهند داد .
¯ هنگاه ورود مرد به خانه به استقبالش برويد .
¯ هنگام بروز اختلاف معذرت خواهی كنيد . مهم نيست چه كسی اشتباه كرده مهم اين است كه شما زودتر معذرت خواهی كنيد .
¯ غذاهاى مورد علاقه اش را تهيه كنيد .
¯ به او محبت كنيد و محيطی آرام جهت وى فراهم سازيد .
¯ مرد به سكوت نياز دارد نيازش را برآورده نمائيد و وقتی ساكت است او را وادار به حرف زدن نكنيد .
¯ به وى احترام بگذاريد و عزت نفس او را بالا ببريد .
¯ به شوهرتان اجازه دهيد پيش شما از خودش تعريف كند .
¯ سعی كنيد مرد را تاييد كنيد چون او رشد كرده و بهتر فكر می كند .
¯ مرد اگر مورد پذيرش قرار گيرد به اوج می رسد ، ولی اگر در حضور شما احساس بی ارزشی كند از شما فاصله می گيرد .
¯ به او هديه بدهيد و بگوئيد كه دوستش داريد .
¯ يادتان باشد شما اول همسر هستيد ، بعد مادر ، پس با توجه بيش از حد به فرزندانتان از همسر خود فاصله نگيريد .
¯ در تربيت فرزندان به خصوص فرزند دختر نقش اساسی را ايفا كنيد .
آنچه مردان بايد بدانند
¯ همسر خود را با القاب زيبا و پسنديده مورد خطاب قرار دهيد .
¯ احساسات زنان را درك كنيد يعنی به شادى ، ناراحتی و خوب و بدشان توجه كرده و با آنان همدلی نمائيد .
¯ زن با صحبت كردن تخليه می شود ، اگر چه به نظر شما او در صحبت كردن افراط می كند ، هرگز او را از گفتن باز نداريد .
¯ سعی نكنيد ارتباط معقول همسرتان را با خانواده و دوستانش قطع كنيد .
¯ عبوس نباشيد و سعی كنيد موضوعاتی براى خنديدن پيدا كنيد .
¯ به صحبت هايش به دقت و با توجه گوش دهيد ، هنگام صحبت صميمانه نگاهش كنيد و روزنامه نخوانيد ، حتی از او پرسش هم كنيد تا بيشتر توضيح دهد و حرف بزند .
¯ ضعيف نباشيد چون زنان از تماشاى قدرت مرد خود لذت می برند .
¯ به همسر خود احترام بگذاريد مثلاً زمانی كه هر دو مقابل در ايستاده ايد بگوييد اول خانم ها و او جلو برود .
¯ هنگام صحبت زن ، با عجله چاره جویی و تدبير نكنيد براى مثال : او می گويد سرم درد می كند ، نگوييد برو دكتر ، بگذاريد به صحبت ها ادامه دهد .
¯ به نيازها ، لباس ها و فعاليت هاى روزانه زن توجه كنيد . براى مثال وقتی او كفش تازه خريده و می پرسد چطوره ؟ فقط با يك كلمه « خوبه » نظر خود را ندهيد . شما بايد به وجد بياييد . به دقت نگاه كنيد و بگوييد براى پاى تو زيباست .
¯ به شكل مستمر محبت خود را به او ابراز كنيد و گاهی از طريق هديه دادن به مناسبت هاى مختلف او را خوشحال كنيد .
¯ همسر خود را با ديگران مقايسه نكنيد و در حضور وى از زنان ديگر به صورت تمجيد يا انتقاد و ايراد صحبت نكنيد .
¯ با زن صميمی شويد و احساس دوست داشتن خود را در گفته ها و رفتار به او نشان دهيد .
¯ به زن قوت قلب بدهيد و بگوييد كه حجم عمده اى از مشكلات زندگی را او به دوش می كشد .
¯ در اداره زندگی و كارهاى خانه به او كمك كنيد و بخشی از فعاليت ها را رسما به عهده بگيريد .
¯ در تربيت فرزندان به خصوص فرزند پسر نقش اساسی را ايفا كنيد .
اهميت خانواده و نخستين تجارب زندگي در سازندگي شخصيت يك فرد را نبايد فراموش كرد. بسياري از بيماراني كه به روان شناس مراجعه مي كنند ، اغلب در كودكي ناراحتي هايي داشته اند و اين ناراحتي ها در بزرگسالي به صورت هاي گوناگون در آن ها جلوه گر شده است.
مفهوم خود ، يعني ادراكي كه كودك از خود دارد ، نقش مهمي در رشد شخصيت و تعادل رواني او بازي مي كند و زير بناي اين مفهوم نيز در خانواده و نخستين سال هاي زندگي بر اثر نگرش و طرز رفتار پدر و مادر به كودك ايجاد مي شود.
چنانچه نگرش پدر و مادر نسبت به كودك مثبت باشد و او را با تمام خصوصياتش صرف نظر از زيبايي و جنسيت و تربيت و غيره قبول داشته باشند ، كودك نيز خود را قبول دارد و ادراك مثبتي از خود خواهد داشت و در نتيجه مي تواند سازنده تر و مؤثرتر باشد.
چنانچه پدر و مادر كودك را بر حسب پسر يا دختر بودن ، زيبايي و مسائلي از اين قبيل ، ارزشيابي كنند و يا اينكه پيوسته او را با ساير كودكان مقايسه كنند و مورد سرزنش و ملامت قرار دهند ، كودك نيز خود را قبول نمي كند و به خود نگرشي منفي پيدا خواهد كرد و همين ادراك موجب فقدان تعادل رواني و نارسايي هايي در زندگي او خواهد شد.
كودكي كه خود را قبول دارد و براي خودش ارزش قائل است ، مي تواند به ديگران محبت كند و محبت آن ها را بپذيرد و روابط اجتماعي سالم با آن ها برقرار كند. كودكي كه خود را قبول ندارد و براي خودش ارزش قائل نيست رفتاري عكس آنچه كه گفته شد خواهد داشت. در خانواده اي كه پدر و مادر خود از تعادل رواني برخوردارند و شخصيت شان به اندازه كافي رشد كرده است و همچنين هر دو در كنار فرزندان خود به سر مي برند و به نيازهاي جسماني و رواني آن ها توجه مي كنند ، كودك شخصيت متعادلي پيدا خواهد كرد.
در مقابل ، چنانچه به علت مرگ يا جدايي ، پدر و مادر فرزند را ترك كنند و يا نيازهاي كودك به علل مختلف مورد بي توجهي قرار گيرد ، كودك دچار فقدان تعادل رواني خواهد شد.
دامنه انتظارات خانواده از كودك نيز در رشد شخصيت او تأثير زيادي دارد. اگر اين انتظارات معقول و متناسب با سن و هوش و استعداد و امكانات او باشد ، كودك ادراكي واقعي از خود به دست خواهد آورد ؛ و در غير اين صورت ، يعني داشتن انتظارات زيادتر از حدّ توانايي و امكانات كودك موجب شكست و ايجاد نگرش منفي به خود در او خواهد شد.
عامل مهم ديگري كه در تشكيل و رشد شخصيت دخالت دارد آموزشگاه است ، به طوري كه مي توان آن را از اين نظر در درجه دوم اهميت قرار داد. معلمان ، همكلاسي ها ، همبازي ها و محيط آموزشگاه در رشد شخصيت كودك مؤثرند و روان شناسان و علماي تعليم و تربيت در مورد شخصيت و تعادل رواني معلم تأكيد مي كنند. كودك كه تا به حال خود را آنچنان مي ديد كه پدر و مادرش او را مي ديدند حالا خود را آنچنان مي بيند كه معلم و همكلاسي ها و همسالان او را مي بينند.
« من ايده آل » كودك همان مني است كه مورد قبول همسالان است. اين من ايده آل در دخترها و پسرها متفاوت است و مربوط به انتظارات اجتماعي مي شود و اين انتظارات در جوامع و ملت هاي مختلف متفاوت است و بستگي به فرهنگ و آداب و رسوم هر جامعه دارد.
موفقيت و شكست از عواملي است كه در تشكيل شخصيت و ايجاد مفهوم خود نقش مهمي دارد و اغلب در آموزشگاه كودك با اين مسائل برخورد مي كند. موفقيت موجب احساس رضايت كودك از خود و افزايش انگيزش براي يادگيري و استقلال طلبي و اعتماد به نفس و بالاخره نشاطو شادابي او مي شود ؛ در حالي كه شكست موجب احساس حقارت و وابستگي و تضعيف انگيزش و فراكني و از دست دادن نشاط و شادابي مي گردد. از مقايسه دانش آموزان با يكديگر خودداري شود و تا آنجا كه ممكن است پيشرفت هر دانش آموز با خودش مقايسه گردد.
مطالب درس بايد متناسب با توانايي دانش آموز باشد و بيش از توانايي كودك از او انتظار نرود و محيط بايد طوري باشد كه هر كودك به نحوي موفقيت به دست آورد و مورد تشويق قرار گيرد.
زندگي ، موهبتي است كه به ما ارزاني شده است و تا وقتي اميد هست ، زندگي هست . ما قدرت آن را داريم كه نوميدي را به اميد ، شكست را به پيروزي و اشك را به خنده مبدل كنيم . به شرطي كه به زندگي و شگفتي هاي آن ، به لذت ها ، نااميدي ها ، تلاش ها ، رنج ها و دردها ( بله ) بگوييم .
ما قدرت آن را داريم كه همه ي پديده هاي شادي بخش زندگي را در اختيار داشته باشيم و آن ها را براي خود خلق كنيم . فقط كافي است تصميم به تغيير بگيريم . اگر تصميم بگيريم از امروز هر لحظه با عشق زندگي كنيم ، معني و مفهوم حيات و شاد زيستن را بهتر درك خواهيم كرد و از آن لذت خواهيم برد . زندگي رياضيات است ، پس بياييم اعتماد را در زاويه ي چشمانمان جاي دهيم ، شادي را به توان برسانيم ، غم و اندوه را تفريق كنيم ، كينه و نفرت را جذر بگيريم ، همدلي و دوستي را ضرب كنيم و محيط و مساحت را در دايره قلب ديگران به دست آوريم .
شاد زيستن چيست ؟
انسان ، موجودي شادي خواه و لذت طلب است . هرگز داشتن مال و اموال نشانه ي خوشبختي و بي نوايي و فقر نشانه ي بدبختي نيست . اگر چنين بود ثروتمندان بايد شادترين و فقرا بدبخت ترين افراد باشند ، در حالي كه هميشه چنين نيست . تمام شورها ، شوق ها و لذايذ بهشت زندگي منتظر كساني است كه با تلاش و تفكر و مقاومت ، خود را به اين بهشت مي رسانند .
بهشت در زندگي ماست ولي فقط براي كساني متجلي مي شود كه دلشان ناب و بي غش باشد . اين افراد دلير و اميدوار زندگي مي كنند تا هميشه شاد و با نشاط باشند و از زندگي بهره مند شوند ، درست است كه گفته اند :
« زندگي به يك شب تار مي ماند ، بايد چراغ خود را به دست خود بيفروزيم و زندگي خود را روشن كنيم . » بهتر است افكار شاد و سلامت داشته باشيم و سلامتي را حق انساني و شايسته ي خود بدانيم . با خود ملايم باشيم و خانواده ي خود را بپذيريم .
دوست بداريم و بدانيم كه يكي از كليدهاي شادي و خرسندي ، تمركز ذهن بر لحظه ي حال است . اين لحظه تنها زماني است كه در اختيار داريم و از لحظه ي بهتر چيزي بسازيم كه آن شادي است . شادبودن مي تواند يكي از بزرگترين مبارزات ما در زندگي باشد . براي شادبودن بايد بر افكار شاد تمركز كنيم .
شيوه هاي كسب احساس شادماني در زندگي
1- هرگز از پرسش كردن باز نمانيم : هرگاه از انجام كاري دل زده و خسته شديم از خودمان بپرسيم چگونه مي توانيم كارهايمان را بهتر ، سريع تر ، ساده تر ، آسان تر و سرگرم كننده تر انجام دهيم تا به هدف نهايي برسيم .
2- احساس نااميدي را از خودمان دور كنيم : اگر در مسير زندگي اميد خود را از دست داديم ، مأيوس نشويم و هرگز فكر نكنيم راهي را كه در پيش گرفته ايم ، آخرين راه است . پيوسته به دنبال راه هاي ديگر باشيم چرا كه : « عاقبت جوينده ، يابنده است . »
3- ضعف هاي خودمان را بپذيريم : واقعيت اين است كه هر كس ضعف هايي دارد . به جاي فرو ماندن در ضعف هاي خود و گرفتار شدن در دام يأس و نااميدي ، بكوشيم انتقادپذير بوده و بر ضعف هايمان غلبه كنيم و به دنبال راهكار باشيم .
4- نقاط قوت خود را تقويت كنيم : انسان مجموعه اي از استعدادهاي گوناگون است كه مي تواند با شناسايي و رشد و پرورش آن به كمال برسد . با كشف توانايي هاي خودمان و پرداختن به كارهاي مثبتي كه علاقه داريم ، بيشترين لذت را از زندگي مان ببريم .
5- از مطلق گرايي دوري كنيم : ما در گستره اي از نسبيت ها زندگي مي كنيم . تلاش كنيم از هر چيزي به نسبتي كه مي توانيم بهره گيريم .
هيچ كس براي هميشه نمي تواند قهرمان شود . پس ما بيشترين تلاش را انجام دهيم و از نتيجه به دست آمده خرسند باشيم . خواه پيروز شويم يا نشويم .
6- با خودمان صادق و روراست باشيم : صادق نبودن با خود ، آسيب رسان تر از احترام نگذاشتن به خود است . مواردي را كه با خودمان روراست نبوده ايم بنويسيم و راه صادق بودن را با بررسي خطاهاي خود بيابيم . تابلويي از صداقت باشيم و صادق بودن را به فرزندانمان نيز بياموزيم .
7- بيشتر به زندگي برسيم : گلي را در باغچه يا گلدان بكاريم و آن را به زندگي مان تشبيه كنيم ، همان طور كه شاداب ماندن گل به رسيدگي و پرورش نياز دارد ، زندگي خود و خانواده مان هم به مراقبت ، تقويت و پرورش و ... نياز دارد .
8- در گذشته زندگي نكنيم : اجازه بدهيم غبار گذشته از شانه هايمان فرو ريزد ، هر اندازه در تيرگي گذشته گام برداريم از روشنايي آينده دورتر خواهيم شد . فرو ماندن در گذشته ، فرو ماندن در سياهي است . بايد گذشته را به پرسش كشيد ، ناپاكي هايش را گرفت و زنگارهايش را زدود و از آن به مثابه عنصري براي پي ريختن آينده و شادمانه زيستن در حال بهره گرفت .
9- در حال شنا كنيم : در گذشته زندگي كردن و افسوس خوردن ، دردي را دوا نمي كند ، بلكه بايد از گذشته و ناكامي هاي آن درس گرفت و بناي موفقيت را در زمان حال پي ريزي كرد ، تا آينده اي روشن پيش روي داشته باشيم . زندگي در زمان حال باعث مي شود كه علاوه بر واقع بيني از موفقيت هايي كه داريم بيشترين و بهترين استفاده و لذت را ببريم .
10- روي مواردي را كه كنترل نداريم ، متمركز نشويم : وقتمان را روي مسائلي كه در حد كنترل ما نيست سپري نكنيم . بر آنچه مي توانيم كنترل كنيم مانند كمك كردن ، سپاس گزاري كردن ، كار كردن ، خواندن ، خنديدن و مانند اين ها متمركز بشويم .
11- همچون كوه استوار باشيم : به حقوق فردي و اجتماعي خود آگاهي پيدا كنيم و براي دست يابي به آن ها كوشا باشيم . تلاش ما ميزان دست يابي به حقوقمان را مشخص مي كند . در ناملايمات زندگي ، خود را نبازيم ، از آن ها درس بگيريم . بدانيم كه شكست مقدمه پيروزي است ، مشروط بر آن كه علت يابي كنيم .
12- يادگيري را فراموش نكنيم : مغز ماهيچه اي مانند ساير ماهيچه هاست . اگر مغزمان را با يادگيري و انديشيدن ورز ندهيم ، ورزيده نمي شود . براي پرورش مغز بهتر است آن را با فعال كردن از طريق يادگيري ، درگير كنيم .
13- در كمك كردن به ديگران پيشقدم باشيم : كمك به هم نوع از وظيفه هاي مهم هر انساني است . كمك كردن به ديگران اين احساس را در فرد به وجود مي آورد كه او فرد با ارزشي است و مي تواند به زندگي ديگران معني ببخشد . همچنين وقتي مي بينيم كه توانسته ايم گره اي از كار ديگران بگشاييم ، در درون خود احساس شادماني و شعف مي كنيم .
14- گذشت داشته باشيم : همان گونه كه لطف و مهرباني خداوند شامل حال بندگانش مي شود ، چه خوب است ما نيز از خطاها و اشتباهات ديگران چشم پوشي و راه آشتي را هموار كنيم تا ضمن خوشحال كردن آن ها ، خودمان نيز با دور ريختن كينه ها به آرامش دروني دست يابيم .
w هنگام روبرو شدن با وقايع ناگوار نيز با تسلط بر محيط تلاش كنيم شادي از دست رفته را دوباره به محفل وجودمان دعوت كنيم كه توصيه هاي زير پيشنهاد مي شود :
w فكر كردن غير از غصه خوردن است ، غصه خوردن هيچ دردي را دوا نمي كند و فايده اي ندارد . در حالي كه بر اثر فكر كردن ، راه هايي براي رفع نگراني ها پيدا مي شود .
w زماني كه ناراحت هستيم بد نيست محيط را ترك و كمي پياده روي كنيم .
w حركت و ورزش ، اثر نشاط آوري دارد . اگر زمان ناراحتي چند متر را با سرعت برويم ، خواهيم ديد كه حالت ناراحتي كاهش مي يابد .
w به نكات مثبت واقعه ( پيشامد ناخوشايند ) نيز فكر كنيم .
w غم و افسردگي مسري است . وقتي قيافه ي ما اندوهناك است ، ديگران هم افسرده و ناراحت مي شوند ، همين طور وقتي شاد باشيم ، چهره ي ديگران هم شاد مي شود . پس هنگام ناراحتي بهتر است جمع را ترك كرده و قدم بزنيم .
w گذشته ، هرگز مساوي آينده نيست ، هر چند كه با ناملايمات روبرو شده ايم ، مي توانيم فكر كنيم كه دوران بدبختي به پايان رسيده و خوشبختي از فردا شروع مي شود .
« راز شاد زيستن » ، انجام دادن آنچه دوست داريم نيست . دوست داشتن آن چيزي است كه انجام مي دهيم .
با بيان كردن و به كارگيري چند عبارت ساده مي توانيد زندگي را لذت بخش تر و كانون خانواده را صميمي تر كنيد ، به همين منظور چند عبارت ساده و سودمند را از ميان كتاب هاي نويسندگان مشهور براي شما انتخاب كرده ام تا از آن ها بهره مند شويد .
به همسرتان بگوئيد : « دوست دارم تا آخر عمر ، در كنارم باشي تا زندگيم را با تو سپري كنم . »
هنگامي كه شما اين عبارت را بر زبان مي رانيد ، در واقع به او نشان مي دهيد كه تا آخر عمر ، روي عشق و وفاداري اش حساب خواهيد كرد ؛ اوست كه موجبات خوشبختي شما را فراهم آورده و مي تواند روزهاي عمرتان را به طرز بي نظير و فوق العاده اي رقم زده و زندگي شما را تكميل تر كند .
به او بگوئيد : « من واقعا علت مخالفت تو را درك مي كنم و دوست دارم با هم به توافق نظر برسيم . »
هنگام مشاجره اين عبارت را به زبان بياوريد تا مشاهده كنيد كه چگونه اختلاف نظر شما حل خواهد شد . در نتيجه خواهيد ديد كه چگونه علاقه و سازش شما ، صلح و آرامش را برايتان به ارمغان خواهد آورد .
به او بگوئيد : « من تو را هميشه دوست داشته ام ، ولي در حال حاضر احساس مي كنم بيش از روزهاي اول ازدواجمان به تو علاقه دارم . »
بگذاريد همسرتان بداند هنوز همان كسي است كه شما او را دوست مي داشتيد و مي داريد و به او افتخار مي كنيد و اگر ازدواج موفقي داريد اين عين حقيقتي است كه به او مي گوئيد .
به او بگوئيد : « اگر روزي مجبور شوم بين شغلم ، خانواده ام ، زادگاهم و تو يكي را انتخاب كنم ، قطعا تو را انتخاب خواهم كرد . »
به همسرتان بگوييد كه شما به پيمان و عهدي كه با او بسته ايد ، متعهد و پايبند هستيد و چون به پيمان زناشويي و وفاداري اعتقاد داريد ، پس او همواره برايتان مقدم و محترم است و در اولويت قرار دارد .
به او بگوئيد : « ما به اتفاق يكديگر ، مشكلات و مسائل زندگي مان را حل خواهيم كرد و آن ها را از ميان خواهيم برد . »
اين عبارت بدين معناست كه شما به همسرتان تضمين مي دهيد كه در تمام مراحل زندگي با او شريك و همكار هستيد و اگر مشكلي براي هر يك از شما پيش آيد ، در رفع آن به يكديگر كمك مي رسانيد .
به او بگوئيد : « چه كمكي از دست من بر مي آيد ؟ بگو تا آن را انجام دهم . »
وقتي كه او مشغول تميز كردن منزلتان است و يا در حين كار شكايت مي كند ، با گفتن اين عبارت به او اطمينان مي دهيد كه او را درك مي كنيد و هميشه در كنار او هستيد تا يار و ياور او باشيد .
به او بگوئيد : « بيا به اتفاق هم غروب آفتاب يا ... را تماشا كنيم . »
در هر ازدواج موفق و فوق العاده اي ، نياز است كه زن و شوهر فرصتي را براي تفريح و انبساط خاطر قرار دهند تا زندگي شان جنبه عاشقانه و رمانتيك پيدا كرده و رو به سردي نگذارد .
به او بگوئيد : « اگر ميل نداري امروز همراه من به ميهماني بيايي ، من به هيچ وجه ناراحت نمي شوم و در اين مورد به تو اعتراض نخواهم كرد . »
وقتي كه شما از قبل برنامه ريزي كرده بوديد كه به اتفاق هم براي صرف ناهار به منزل مادرتان برويد و او ترجيح داد كه در منزل بماند و برنامه مورد علاقه اش را از تلويزيون تماشا كند از اين عبارت استفاده كنيد و از او دلگير نشويد . اتفاقا گاهي به او اجازه دهيد تا تنها باشد ، زيرا او بعد از آن ، قدر لحظاتي را كه با شماست ، بهتر مي داند و زماني را بعدا در كنار هم هستيد ، براي هر دوي شما لذت بخش خواهد بود .
به او بگوئيد : « احتياج دارم كه بيشتر در كنارم باشي . »
زماني كه شما خوشحال ، غمگين ، دلتنگ و يا هيجان زده هستيد ، وقتي اين عبارت را به همسرتان بگوئيد ، او مطمئنا به سرعت به حرف شما گوش نخواهد كرد ، پس با خيال راحت و بدون ترس در هر حالتي كه هستيد ، دوباره به او بگوئيد ، زيرا عده اي ، خيلي هم اين حرف ها را جدي نمي گيرند .
به او بگوئيد : «ما به اتفاق يكديگر مي توانيم به اوضاع زندگي مان سر و ساماني دهيم و اگر تو لازم مي داني كه شغلت را عوض كني من به تو كمك خواهم كرد . »
بيان كردن اين عبارت به همسرتان اطمينان خاطر خواهد داد كه در هر شرايطي شما در كنارش خواهيد بود و چرخ زندگي را با كمك و دلسوزي هم خواهيد گرداند و همچنين مقداري از فشار مالي و اقتصادي او را كم خواهيد كرد .
به او بگوئيد : « تا زماني كه سرپا هستم و هنوز ننشسته ام چه كاري برايت انجام دهم ؟ و چه چيزي برايت فراهم كنم ؟ »
هنگامي كه با همسرتان مشغول تماشاي تلويزيون هستيد و از جاي خود بلند مي شويد و به سمت آشپزخانه مي رويد اين عبارت را به كار ببريد .
اين نشان مي دهد كه شما تا چه اندازه به او توجه داريد و در همه وقت ، فكرتان متوجه اوست .
به او بگوئيد : « وقتي كه به افرادي كه دور و برم هستند فكر مي كنم و آن ها را مي سنجم ، متوجه علاقه خود به تو مي شوم و پيش خود مجسم مي كنم كه چه قدر دوستت دارم . »
تصور كنيد كه اگر شما چنين عبارتي را در مورد خود ، از زبان فرد ديگري بشنويد چه احساسي به شما دست خواهد داد ؟ مطمئنا همسر شما هم احساس مشابه شما را پيدا خواهد كرد .
به او بگوئيد : « تو چقدر دوست داشتني هستي ! »
وقتي كه در كنار او هستيد اين عبارت را همراه با محبت به او بگوييد . چرا كه اين مسئله براي همسر شما هنوز هم به او توجه داريد و او را دوست مي داريد .
به او بگوئيد : « گاهي اوقات احساس مي كنم بايد از تو قدرداني كنم و امروز روزي است كه به ارزش واقعي تو پي برده ام و دوست دارم همسر قدرشناسي برايت باشم . »
اين عبارت و اين اعتراف شما نياز روزانه همسرتان را تامين مي كند و شناخت و آگاهي او را نسبت به شما بيشتر مي كند و او متوجه مي شود كه شما چه قدر نسبت به او آگاهي داريد .
برخي افراد براي تقويت بعد معنوي و ايماني خود به كتاب هاي عرفاني روي مي آورند و تأكيد خود را در اين مسير بر عرفان و راهكار عرفاني قرار مي دهند. سوال اصلي اين است كه : « چه راهكارهاي ديگري در تقويت بنيه معنوي و ايماني انسان مؤثر و مفيد است ؟ » . به بيان ديگر مسير حركت انسان چگونه بايد باشد تا به تقويت بعد معنوي و افزايش مرتبه ايمان و قرب الهي بيانجامد ؟ به طور كلي سير حركت تكاملي انسان از نقص به كمال است و در اين مسير قادر است تا بي نهايت بر مرتبه كمال خود بيافزايد.
ايمان از مقوله هاي ارزشي است كه مراتب مختلفي دارد و انسان مؤمن بايد براي تقويت مرتبه ايماني خود به شكل مستمر تلاش هاي همه جانبه اي انجام دهد.
نكته اساسي ، توجه و عنايت به جامعيت مجاهدت ها و اقدام هاي انسان و پرهيز از آفت يكسونگري و تك بعدي عمل كردن است. جامعيت حركت تكاملي اقتضا مي كند كه انسان در سه حيطه معرفتي و عاطفي و رفتاري – كه سه بعد وجودي انسان است – تلاش هاي بي وقفه اي را براي تقويت ابعاد معنوي و ايماني خود انجام دهد. بنابراين حركت يك بعدي و يكسويه هيچ گاه نمي تواند انسان را به سر منزل مقصود برساند. فرآيند و تنها حركت جامع و متوازن براي تقويت بنيه ايماني است كه مي تواند از انسان الگوي نظري و عملي بسازد.
راهكارهاي تقويت هر سه حيطه وجودي انسان را به نحو اجمالي بررسي مي كنيم :
1- فعاليت هاي عقلاني
استواري استدلال هاي منطقي و عقلاني از راههاي تقويت ايمان هر فردي است ؛ زيرا ايمان به عنوان فعل نفس انسان ، مبتني بر معرفت و شناخت است. اعمال اختياري انسان – به ويژه ايمان – زماني حاصل مي شود كه در چارچوب اراده قرار گيرد. اراده انسان در درجه اول مبتني بر شناخت اوست ؛ زيرا انسان تا تصوري از چيزي نداشته باشد و مفيد بودن آن را نپذيرد ، هيچ گاه به آن علاقه مند نخواهد شد و در نتيجه اراده اي نيز از او صادر نخواهد شد. بنابراين ، شناخت صحيح براي تقويت ايمان لازم است و كسي كه ايمان خود را بر پايه شناختي استوار و متقن و عقلاني از خدا و پيامبر (ص) و امامان عليهم السلام بنا نهد و هر روز بر اين معرفت خود بيافزايد ، به طور قطع با افزايش معرفت بر مرتبه ايمانش افزوده مي شود.
2- مجاهدت عملي
سير و سلوك عملي و به تعبير روايت نبوي جهاد با نفس يا همان تزكيه نفس در قالب انجام وظايف و مناسك ديني ، مهمترين عامل تكامل ايمان است. از نظر قرآن و روايات ، عمل انسان چه جوارحي و چه قلبي باشد ، تأثير فراواني در تحكم باورهاي ديني و ايمان او دارد. همين حقيقت به اجمال در آياتي ديده مي شود كه ايمان را به همراه عمل صالح ذكر كرده است. پيامبر اعظم (ص) مي فرمايد : « ايمان بدون عمل و عمل بدون ايمان قبول نمي شود. » تأثير منفي اعمال بد بر ايمان نيز به صراحت در آيات قرآن بيان شده است. در قرآن كريم (سوره روم – آيه 10 ) آمده است : « كساني كه اعمال سوء انجام دادند ، سرانجام به جايي رسيدند كه آيات الهي را تكذيب كردند. »
3- تقويت عواطف و احساسات
تقويت عواطف و احساسات مبتني بر شناخت عقلاني از ديگر راهكارهاي تقويت ايمان است. به تعبير قرآن كريم كساني كه ايمان مي آورند بيشتر از همه خدا را دوست دارند. بنابراين ، اگر تكيه بر احساسات گذراي ديني ، در راه بيداري فطرت و جلوگيري از غفلت انسان باشد ، مي توان بر آن تكيه كرد و جزء عوامل تقويت ايمان به حساب آورد.
ما اغلب براي آنكه توجه ديگران را به خود جلب كنيم و محبوبيت و صميميت ايجاد كنيم ، به تكاپو مي افتيم و تقلا مي كنيم كه بگوييم و هر چه بيشتر بگوييم ، تند و تند اطلاعات مي دهيم و خاطره تعريف مي كنيم و شوخي مي كنيم.
بعضي افراد در جمع دوستان و بستگان خود با هيجان از هر چيزي صحبت مي كنند و به ديگران كمتر فرصت مي دهند ، انسانها بيشتر تمايل به گفتن دارند تا شنيدن . همه ما دوست داريم كه صحبت كنيم و به كساني كه به صحبت هاي ما خوب و مشتاقانه گوش مي دهند ، علاقه مند مي شويم . يكي از علل محبوب شدن بعضي روانكاوان و يا از بين رفتن محبوبيت بعضي ديگر از آنها ، همين شنيدن و گفتن است.
خانمي كه به محض ورود شوهرش به منزل ، شروع مي كند به گفتن و گفتن ؛ از تاثير گذاري خود مي كاهد و آقايي كه از شنيدن گفته هاي خانم اجتناب مي كند و حوصله شنيدن ندارد ، از صميميت موجود مي كاهد. در جمع دوستان و بستگان كه قرار مي گيريد ، مراقب باشيد بيش از همه گوش كنيد و كمتر از همه حرف بزنيد. حتي به ديگران علاقه مندي خود را براي شنيدن نشان دهيد. وقتي كمتر حرف مي زنيم ، كمتر هم دروغ مي گوييم ، مبالغه مي كنيم ، مسخره و انتقاد مي كنيم و كمتر پشت سر ديگران حرف مي زنيم و همين موضوع ، شخصيت مثبت تري را در ذهن ديگران از ما ايجاد مي كند كه به صميميت ما كمك مي كند. حتي فروشنده ها به جاي آن كه خودشان از محصولات خود تعريف و تمجيد كنند ( كه اغلب مشتري ها هم به اين تعريف كردن ها بدبين هستند ) بهتر است كه بگذارند مشتري صحبت كند ، از چيزي كه قبلا خريده ، از جنس هايي كه قبلا ديده ، از چيزهايي كه نياز دارد و... حتي اجازه دهيد كه از گراني اجناس بگويد. فروشنده ها بايد شنونده هاي قابل و پرحوصله اي باشند تا خريدار با آنها صميمي گردد.
= صميميت و شروع ارتباط :
شروع يك ارتباط خوب مي تواند باعث صميميت و نفوذ شود و يا مانع از آن گردد. رعايت برخي جزئيات در شروع يك ارتباط مي تواند تاثير فوق العاده اي در صميميت داشته باشد و چه بسا همان شروع شما ، شخص را وادارد كه با شما طرح دوستي بريزد و صميمي گردد و حتي بزرگترين رازهايش را به شما بگويد.
= سلام و دست دادن :
واژه « سلام » اگر چه يك كلمه چهار حرفي خشك و خالي به نظر مي رسد ، اما اولين وسيله نفوذ و ارتباط است. تن صداي شما ، لحن و طنين صدايتان و روح و جان بيانتان همه چيز را تعيين مي كند.
سلامي كه با صداي مبهم و آرامي گفته مي شود كه اغلب اوقات فقط صداي « س » آن قابل شنيدن است ، سلامي كه از روي ضرورت و اجبار و عادت گفته مي شود ، همان ابتداي امر تاثير منفي خود را مي گذارد و مخاطب متوجه مي شود كه سلام شما دور از هر آرزوي سلامتي است !
با صداي بلند سلام كنيد. سلام كردن يعني آرزوي سلامتي شخص مخاطب را داشتن. با لحني گرم و بياني زنده سلام كنيد. عاشقانه و شادمانه.خوشوقت از ديدار ، مشتاق اين ملاقات ، بهترين سلام خود را به ياد بياوريد و همچنين بهترين سلامي را كه شنيده ايد ، به خاطر بياوريد. هر سلام ، يك بار احساسي خاص خود را به دنبال دارد كه همه آن را مي فهمند. سلام بي ميلي ، سلام بي حوصلگي ، سلام عاشقانه ، سلام افسردگي ، سلام شگفت آور و ...
بلندر تر سلام كنيد. با لحني شاد و دوستانه و صميمانه.
ديگر آن كه دست بدهيد. احاديث و روايات فراواني داريم كه فشردن دست ، صميميت ايجاد مي كند. دست خود را جلو ببريد ، دست بدهيد و به گرمي دست مخاطب خود را بفشاريد. از روي عادت و غريزه دست ندهيد. چون مجسمه نباشيد. هم در دست دادن پيشقدم باشيد و هم در رها كردن ، دومين نفري باشيد كه دستتان را شل مي كنيد و مي كشيد. فشردن دست دومين تيري است كه شما به قلب ديگري رها مي كنيد. اين تير ، تير صميميت است.
= تبسم و نگاه كردن :
نگاهي تبسم آميز داشته باشيد. چهره شما و تبسم شما ، شادماني شما را از ديدن القا مي كند.
تبسم يعني رضايت خاطر ، يعني علاقه مندي ، يعني شادماني و عشق در ديدار. تبسم يعني از ديدار شما بسيار خشنودم ، ضمن آنكه تبسم ، چهره شما را زيباتر و جذاب تر از آنچه بوده مي كند و آنها كه جذاب ترند ، خود به خود صميمي ترند.
چهره عبوس ، گرفته و اخم آلود و جدي شما يعني اينكه : از تو بدم مي آيد.
نگاه متبسم فرزندان به والدين ، با هود دنيايي از عشق و صميميت به دنبال دارد ، نوعي تشكر است ، نوعي سپاس است. سپاس از اينكه تو پدرم هستي ، سپاس از اينكه تو مادرم هستي ، خدا را شكر ، شما را سپاس و اين تبسم چه شوري در پدر و چه حس عميقي در مادر يا پدر شما ايجاد مي كند. از آن طرف هم همين طور ، نگاه متبسم والدين به فرزندان ، چه اطمينان خاطر و چه اعتماد به نفس و چه محبتي كه القا نمي كند ، در خانواده هاي واقعا صميمي ، تبسم و ملايمت ، اولين قانون است. همسران متبسم ، همكاران متبسم ، همسايگان متبسم و... همه اينها يعني صميميت و نفوذ صميميت بعد از شروع ارتباط.
1- از ته قلب مخاطب خود را دوست داشته باشيد :
صميميت و تاثيرگذاري ، قبل از آنكه به حالت ، وضعيت و رفتار ظاهري شما وابسته باشد و به تلاش جسمي شما ، به علاقه دروني تان بستگي دارد.
2- كشف تاريخ تولد :
در ارتباط خود ، تمام زيركي خود را به خرج دهيد تا حتي الامكان به صورت غير مستقيم تاريخ تولد شخص را بفهميد ، كشف تاريخ تولد و نوشتن و به خاطر سپردن آن تاثير زيادي در صميميت دارد. هديه دادن سبب صميميت است. به ويژه اگر شخص انتظار نداشته باشد ، روز تولد يا مناسبت هاي ديگر را به خاطر بسپاريد و براي او هديه اي تهيه كنيد. حتي يك شاخه گل و يا يك كارت تبريك.
3- استفاده از نام :
وقتي به كسي چيزي هديه مي دهيد ، يادتان باشد كه حتما نامش را در جايي از هديه قيد كنيد. نامه و نوشته خود را با دوست عزيز و... شروع نكنيد ، بلكه به جاي آن نام او را ببريد. مثلا خانم علوي ، كار جديدتان را تبريك مي گويم. اصولا نام اشخاص برايشان خيلي اهميت دارد. وقتي كسي را براي اولين بار ملاقات مي كنيد ، سريعا نامش را حفظ كنيد و به نام صدايش كنيد. الفاظي مثل دوست عزيز ، آقاي محترم و... ضد صميميت هستند ، « ببين » نيز از آن واژه هاي خيلي بد و ضد صميميت است. نام شخص را بگوييد.
4- همدردي :
اظهار همدردي و تسليت گفتن هم در واقع خود تاثير خوبي دارد. اگر چه همدردي بايد حتي الامكان حضوري باشد.
